فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران
 

انتخابات 2018 و آرایش صحنه سیاسی در لبنان

سرکیس أبوزید
سردبیر مجله‌ی «تحولات» و صاحب امتیاز انتشارات «ابعاد».

چکیده
آنچه که همه بر آن اتفاق نظر دارند این است که لبنان پس از انتخابات پارلمانی خود وارد مرحله‌ی سیاسی جدیدی شده است.انتخاباتی که حاصل آن تنها نمایندگان جدید نبود بلکه معادله‌ی قدرت و قوانین بازی نیز به دنبال آن تغییر یافت.مسئله‌ی مورد اتفاق دیگر این است که دوره‌ی 8 و14 مارس به پایان رسیده و ائتلافات وحزب بندی های سیاسی بر اساس اصول و معادلات جدیدی که دو عنصر اساسی در آن دخالت دارند صورت خواهد گرفت:
الف-نتایج انتخابات
ب-معادله‌ی تقسیم قدرت سیاسی جدید و نیز جریانات قبل از انتخابات واختلافات سیاسی پس از آن.
کلیدواژه ها: لبنان، حزب الله، سوریه، حزب مستقبل

 

مقدمه

 اخیراً منطقه شاهد رویدادهایی بود که تأثیر مثبتی بر نیروی حزبالله ونقش آن در لبنان داشت مهمترین آنها تحولات میدانی بود که در سوریه به نفع ارتش سوریه وهمپیمانانش رخ داد. به ویژه تحولاتی که در اطراف دمشق ونیز در جنوب سوریه اتفاق افتاد واعتبار حزبالله را تا حدی بالا برد که اغلب نیروهای سیاسی لبنان به نقش آن در مبارزه با تروریسم در منطقه به ویژه در لبنان و سوریه اعتراف کردند.

دومین رویدادی که در جایگاه حزبالله تأثیر مثبت داشت نتایج انتخابات لبنان بود. این انتخابات از یک سو مشروعیت مردمی حزبالله را تثبیت کرده و از سوی دیگر نقش همپیمانان او را پررنگتر وجایگاه آنان را محکمتر  کرده است که نتیجهی آن، پر رنگ شدن نقش حزبالله در پارلمان ونیز در دولتهایی است که در آینده تشکیل خواهند شد(پیوست 1: حجم جناحهای سیاسی پارلمان )

دولت لبنان توانست انتخابات را در فضایی آرام برگزار کند واین مسأله یک امتیاز مثبت در پروندهی میشل عون به شمار میآید. زیرا توانست از این امتحان هم از جهت تقویت روند سیاسی-دموکراتیک وهم از جهت فراهم کردن شرایط امنیتی انتخابات سر بلند بیرون آید. چرا که این اولین انتخاباتی بود که بر اساس قانون نسبیت (نظام انتخاباتی تناسبی )و تحت نظارت بینالمللی صورت گرفت.

طبق پیشبینیها باید مردم لبنان، که از سیاستمداران خود ناامید شده بودند، برای ایجاد اصلاحات به فهرستهای جامعهی مدنی روی میآورند اما عموم مردم لبنان راه دیگری را ترجیح دادند وآن مشارکت کم رنگ وضعیف در انتخابات بود. این اقدام مردم به این معنا است که آنها در برنامههای ارائه شده ازسوی جامعه مدنی ونیز نامزدهای این حزب، جایگزینهای جدی وقانع کننده ای نیافتهاند. معنای دیگر این اقدام این است که نظام سیاسی فرقه ای که با تصویب قانون جدید حالت رسمی وعلنی پیدا کرد، مانع موفقیت جامعهی مدنی به عنوان یک نیروی مردمی و نیز یک نمایندهی مؤثر خواهان اصلاحات در کشور شد. به همین دلیل تنها موفقیت جنبش مدنی که با شعار « همهی ما میهنپرست هستیم » وارد عرصهی انتخاباتی شد، این بود که طبق پیشبینیها توانست در حوزهی 1 بیروت (حوزه ای که کمترین مشارکت را داشت) نفوذ کند.

این مقاله تحلیلی است پیرامون نتایج انتخابات لبنان وتأثیرات آن در سطح داخلی و منطقهای ونیز معادلات جدیدی که به دنبال آن پدید آمد. تحلیلهایی که نویسنده در این مقاله ارائه میدهد بر مصاحبههای خصوصی برگرفته از منابع مرتبط با اغلب نیروهای سیاسی لبنان  تکیه دارد.

پیشرفت قابل توجه حزبالله وهمپیمانانش

حزبالله بیشترین بهره را از قانون جدید لبنان برد زیرا انتخابات اخیر با پیروزی آشکار حزبالله و متحد اصلی او، نبیه بری، همراه بود.  پیروزی که نشان دهندهی امور زیر است:

1-انسجام شیعیان لبنان. زیرا همهی کرسیهای خود را بین این دو حزب تقسیم کردند.

2- پافشاری شیعیان بر گزینهی مقاومت با وجود فشارهای عربی و بینالمللی  و هزینههای سنگینی که در سوریه متحمل آن شدند.

3- بهرهمندی حزبالله از یک پیشتوانهی مردمی قوی ونیز دارا بودن لازمههای یک حزب سیاسی. حزبی که با متحدانش بزرگترین ائتلاف پارلمانی را تشکیل داده است.

4- به دست آوردن یک سوم کرسیهای تعیین کنندهی پارلمان (43 کرسی) ازسوی حزبالله و متحدانش که البته با احتساب کرسیهای جریان ملی آزاد  که متحد حزبالله میباشد تعداد کرسیها به  نصف بعلاوهی یک یعنی 65 کرسی میرسد. 

با یک مقایسهی ساده بین  تعداد آراء ریخته شده در سبد حزبالله وتعداد نمایندگان این حزب در پارلمان در مییابیم که با وجود اینکه تعداد آراء حزبالله بیش از 350 هزار رأی بوده است اما تعداد نمایندگان او در پارلمان تنها 13 نفر است. این در حالی است که اگر بخواهیم کرسیها را بر اساس تعداد شرکت کنندگان در انتخابات تقسیم کنیم سهم حزبالله از کرسیها 32 کرسی (یا کمی بییشتر ) میشود در حالی که تعداد نمایندگان فراکسیون وفا فقط 13 نفر است که اگر تعداد مجموع کرسیها را تقسیم بر تعداد شرکت کنندگان کنیم سهم 13 نماینده وفا حداکثر 146000 رأی میشود. در نتیجه این آراء اضافی تنها حاکی از مقبولیت بیشتر حزبالله خواهد بود.

به عنوان مثال اگر بین تعداد آرای اخذ شده در حوزهی یک بیروت و تعداد آرایی که رئیس فراکسیون وفا کسب کرده است،  مقایسهای انجام دهیم، درمییابیم که مجموع آراء اخذ شده در این حوزه (بدون احتساب آرای باطله) 43666 رأی بوده است که حاصل آن به دست آوردن 8 کرسی در پارلمان است.  این درحالی است که تعداد آرایی که محمد رعد علی به تنهایی کسب کرده است 43797 رأی ترجیحی است که از مجموع آرای جمع آوری شده در حوزهی یک، 131 رأی بیشتر است. بدین صورت میتوان میزان تأثیر حزبالله در عرصه سیاسی لبنان را از طریق مشروعیت مردمی آن درک نمود. مشروعیتی که با وجود تلاشهای آمریکا وکشورهای خلیجفارس (بهویژه قبل از انتخابات) برای شرور جلوه دادن حزبالله، توانسته است امنیت و ثبات سیاسی لبنان را تضمین کند.

کاهش شدید آراء جریان «مستقبل»

جریان مستقبل به ریاست سعد الحریری بیشترین کاهش آراء را در این انتخابات شاهد بود؛ به طوری که تعداد کرسیهای آن به کمترین حد خود طی 13 سال اخیر (از سال 2005) رسید. فراکسیون مستقبل (فراکسیون «لبنان اولاً») که تعداد کرسیهایش در زمان نظام انتخاباتی اکثریتی به 35 کرسی میرسید و گاهی تا مرز 40 کرسی هم افزایش پیدا میکرد، اکنون تنها نیمی از آن را داراست واین تعداد ممکن است از 20 نماینده هم کمتر شود.

جریان مستقبل در سالهای گذشته به دلایل متعددی با چالشها و سختیهای زیادی روبرو شد اما در چند ماه وچند هفتهی باقی مانده تا انتخابات توانست با انجام تبلیغات فشردهای برای سعد الحریری (رئیس جریان ) شرایط خود را بهبود بخشد. البته این بهبودی به اندازهای نبود که این جریان بتواند در انتخابات به پیروزی آشکاری دست یابد. اما آنچه که همه را غافلگیر کرد این بود که تعداد نمایندگان این جریان کمتر از تعداد پیشبینی شده بود. زیرا همهی پیشبینیها به تعدادی بین 21 تا 23 نماینده اشاره داشت درحالی که تعداد کرسیهای جریان مستقبل از 20 کرسی تجاوز نکرد.

این جریان از جهات متعددی دچار ناکامی شد که در ذیل به آنها اشاره میگردد:

1-عدم موفقیت جریان مستقبل در به پای صندوق آوردن بیشترین تعداد ممکن از رأی دهندگان با وجود تلاشهای فراوانی که در این زمینه انجام داد. موفقیت این جریان، خصوصاً در حوزهی 2 بیروت در گرو حضور گستردهی مردم این منطقه بود اما اهل تسنن دعوت حریری برای مشارکت در انتخابات را لبیک نگفتند. از این طریق برای همگان روشن شد که جریان مستقبل همچنان در حال از دستن دادن جایگاه سیاسی خود بوده وهنوز اهل تسنن موفق به درک کامل تحول سیاسی که توسط حریری صورت گرفته است، نشدهاند. تحولی که اگرچه از طریق آن توانست احساسات وعواطف اهل تسنن را برانگیزد اما در قانع کردن آنها به سیاستها و گزینههای جدید خود، که بر سازش با حزبالله مبتنی بود، با ناکامی مواجه شد.

2- از دست دادن جایگاه اول در طرابلس و تبدیل آن به جریان درجه 2 پس از ضربهی مهلکی که در انتخابات شورای شهر طرابلس وسپس انتخابات پارلمان دریافت کرد. ضربه ای که این بار با دست یابی نجیب میقاتی به جایگاه رهبری طرابلس وتبدیل آن به رقیب جدی حریری بر پیکر این جریان وارد شد.

 3- کاهش قابل توجه آراء این جریان در صیدا و کسب تنها یک نماینده (خانم بهیه الحریری) با مجموع آراء حدود 10 هزار رأی که در مقایسه با انتخابات گذشته که سهم این جریان از آراء صیدا حدود 24 هزار رای بود، کاهش شدیدی داشته است. این کاهش آراء به دو دلیل رخ داد: الف- خلأ حاصل از کناره گیری سنیوره؛ ب- سوء مدیریت انتخابات در شرایطی که هیچ متحد مسیحی وجود نداشت. زیرا در زمانی که ائتلاف دوگانهی شیعه مشغول رقابت انتخاباتی با اسامه سعد بود جریان ملی آزاد با جماعت اسلامی وعبدالرحمن البرزی اعلام ائتلاف کردند

4- افزایش کرسیهای متحدان حزبالله در برابر کاهش کرسیهای اهلسنت. در حالی که حزبالله وحرکت امل تمام 27 کرسی شیعه را از آن خود کرده بودند اهلسنت دچار تشتت شده وجریان مستقبل تعداد زیادی از کرسیهای خود را به حزبالله ومتحدانش داد؛ از جمله: عبدالرحیم مراد (بقاع غربی)،اسامه سعد (صیدا)، فیصل کرامی (طرابلس)، جهاد صمد (ضنیه)، عدنان طرابلسی (بیروت). البته این تعداد بدون در نظر گرفتن کرسیهای میقاتی، فؤاد مخزومی و نیز دو کرسی سنی وابسته به حزبالله و نبیه بری است که از این دو کرسی یکی مربوط به بعلبک (ولید سکریه ) و دیگری مربوط به منطقهی مرزی جنوب (هاشم قاسم) میباشد.

حریری نیز ده کرسی خود را از دست داد که از این تعداد 7 کرسی به ائتلاف 8 مارس، یک کرسی سنی به میقاتی، یک کرسی سنی به جنبلاط و یک کرسی نیز به فؤاد مخزومیرسید. به عبارت دیگر حریری 37 درصد از نمایندگان سنی خود را از دست داده است که این مسأله قطعاً در انتخابات آینده تأثیرگذار خواهد بود. اما اگر بخواهیم دلیل این کاهش چشمگیر در کرسیهای اهل تسنن را بررسی کنیم باید بگوییم که عدم اتحاد اهلسنت موجب پیدایش تعدادی از لیستهای وابسته به مقامات سنی شد و این مسأله کاهش پایگاه مردمی حریری در میان اهل تسنن به ویژه در شهر بیروت و طرابلس را به دنبال آورد. برخی از منابع نزدیک به جریان مستقبل معتقدند آنچه که در حوزهی شماره 2 بیروت رخ داد شبیه یک خودکشی دسته جمعی بود که تجلّی آن را میتوان در رویدادهای زیر به وضوح مشاهده نمود؛ 1-کاهش مشارکت اهل تسنن در انتخابات 2- افزایش لیستهای رقیب حریری که برخاسته از بافتهای سیاسی واجتماعی مشابهی بودند وموجب پخش شدن آراء اهل تسنن شدند.

از جمله مسائلی که توجه کارشناسان را به خود جلب کرد میزان آراء بالای نجیب میقاتی در طرابلس بود که نشان دهندهی تغییر ذائقهی سیاسی عموم مردم طرابلس است. زیرا میقاتی بدون هیچ متحدی توانست در این کارزار انتخاباتی  به 220 هزار رأی ترجیحی دست یابد که این رقم با مجموع آرایی که نامزدهای جریان مستقبل به دست آورده اند برابری میکند.

منابع نزدیک به میقاتی میگویند: طرابلس از طریق این انتخابات نشان داد که از یک سو بهدنبال یک رهبر سنی در طرابلس بوده و از سوی دیگر در پی ایجاد تغییراتی در راستای توسعهی شهر طرابلس وشمال است. همچنین نتایج این انتخابات نشان داد که گفتمان سیاسی میقاتی از سالهای گذشته تا به امروز بیش از گفتمانهای دیگر با مردم طرابلس سازگاری دارد زیرا این گفتمان از دو جهت  با اندیشهی شهروند طرابلسی تناسب دارد1-از جهت اعتدال 2-از جهت تلاش برای دستیابی به رهبری سنی واحد که مشکلات مردم را لمس کرده و با اجرای پروژههای توسعه به پیشرفت شهر کمک میکند

 

 تقسیم بندی کرسیهای مسیحی

جریان ملی آزاد با دستیابی به 29 کرسی به همراه متحدانش بیشترین تعداد نمایندگان را دارد.  از میان برجسته ترین موفقیتهای این جریان میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

موفقیت جبران باسیل، رئیس جریان ملی، در بهدست آوردن یکی از دو کرسی بترون برای اولین بار ونیز دستیابی به مشروعیت مردمی که فاقد آن بود. همچنین این پیروزی با ناکامی رقیب اصلی او یعنی بطرس حرب همراه بود.

ورود این جریان برای اولین به سه استان شمال، بقاع و بیروت، که در گذشته هیچ نماینده ای در آنها نداشت

ورود این جریان برای اولین بار به دو شهرستان شوف و علیه (واقع در در استان جبل لبنان ) از طریق دو نمایندهی خود یعنی ماریو عون و سیزار بوخلیل ونیز از طریق متحد خود طلال ارسلان.

لازم به تذکر است که برخی از اعضای جریان ملی بر کاهش تعداد آراء این جریان در کسروان اشاره کرده و علت آن را امور ذیل میدانند:

وجود افرادی در لیست جریان ملی که موجب پخش شدن آراء طرفداران این جریان شد. افرادی چون روکز ونعمت افرام و زیاد بارود. همچنین اختلافات درون حزبی که از سال گذشته دامنگیر این جریان شد، تأثیرات منفی بر وضعیت آن گذاشته و طرفداران انحصاری میشل عون را دچار تفرقه وپراکندگی کرد. علاوه بر موارد فوق پیروزی میشلمر در حوزهی متن نیز مانع موفقیت جریان ملی آزاد در به کرسی رساندن بوصعب به عنوان جایگزین میشلمر در متن و فرقه ارتدکس شد. نکتهی قابل توجه در مورد میشلمر این است که او بدون پشتیبانی حزب طاشناق{=داشناک} بلکه با آراء ارمنیهای خارج از طاشناق ونیز شیعیان طرفدار نبیه بری در ساحل متن موفق به پیروزی در انتخابات شد. میشلمر علاوه بر کسب آراء شیعیان ساحل متن که تعداد آن به 3 هزار رأی میرسید توانست 1500 رأی  از دروزیهای طرفدار جنبلاط که در مرکز متن هستند را نیز به خود اختصاص دهد.

گسترش پایگاه مردمی حزب «قوات» وافزایش طرفداران آن در بین نخبهی جوانی که 27 درصد از مجموع رأی دهندگان ثبت شده در لیست شرکت کنندگان حوزهی انتخاباتی را تشکیل میدادند. همچنین پیروزی باور نکردنی انطوان حبشی، نامزد وابسته به حزب قوات، در بقاع شمالی که مهمترین و جذابترین رویداد در میان نتایج انتخاباتی مربوط به قوات به شمار میآید.

پیروزی با طعم شکست سرتیپ شامل روکز در کسروان. زیرا اگر چه او نماینده شد اما نتوانست به معنای سیاسی و از حیث رهبری جای میشل عون را پر کند.  چند عامل موجب کاهش غافلگیر کنندهی آراء شامل روکز شد از جمله: 

-قانون جدید انتخاباتی که بر اساس آن اعضای لیستهای مشترک هم با هم رقابت میکردند

-متزلزل شدن جایگاه جوان حبیش متحد اصلی روکز در کسروان 

-مدیریت نادرست روکز در تبلیغات انتخاباتی خود از جهت ارائهی برنامهها

-تبلیغات و گفتگو با افکار عمومی کسروان. 

نکتهی قابل توجه دیگر پیروزی درخشان نعمت افرام در کسروان و کسب بالاترین تعداد آراء ازسوی او در حوزهی «مارونیه الخالصه» است.  پیروزی که او را در قلب معادلهی کسروان و فرقهی مارونیه قرار داده و آیندهی روشن وامیدوار کنندهای را در برابر او ترسیم کرد.

حزب قوات نیز جزء احزاب پیروز انتخابات پارلمانی 2018 بود زیرا توانست 15 کرسی ( 23 درصد از نمایندگان مسیحی) را به خود اختصاص داده و با جریان ملی آزاد، که موفق به کسب 23 کرسی مسیحی (حدود 42 درصد نمایندگان مسیحی) شد، کرسیهای مسیحی را تقسیم کند. علاوه بر این تعداد، نمایندگان  مسیحی دیگری نیز که یا وابسته به فراکسیونهای دیگر بوده ویا نامزد مستقل بودند به پارلمان راه یافتند که تعداد آنها حدود 22 نفر (34 درصد از مجموع نمایندگان مسیحی) میباشد. در این انتخابات مسیحیان 14 مارس با شکست، مواجه شده و فراکسیون کتائب هم شاهد کاهش قابل توجهی در تعداد آراء خود بود. حزب قوات نیز در این انتخابات ثابت کرد که با کمکهای مالی ودیگر پشتیبانیهای عربستان سعودی توانسته است از جهت ظرفیت سازمانی وسازماندهی انتخاباتی پس از حزبالله در جایگاه دوم قرار گیرد

سرانجام دیگر نیروهای مسیحی:

-ناکامی بطرس حرب در بترون و پایان زندگی سیاسی وپارلمانی او. وی از آخرین نمایندگان وابسته به پارلمان قبل از جنگ (پارلمان 1972) بود که بعدها به نمایندگان طائف پیوست.

-شکست میشل فرعون  در حوزهی انتخاباتی اشرفیه که پیچیدهترین وغیرقابل پیشبینیترین حوزه به شمار میآمد. میشل فرعون که 25 سال نمایندهی اشرفیه و نیز نائب رئیس شورای عالی کاتولیک روم، مقام اول کاتولیک بود، قربانی قانون انتخاباتی جدید شده و از رسیدن به کرسی نمایندگی پارلمان بازماند. وی با وجود اینکه در آماده سازی لیست قوات و کتائب مشارکت داشت هیچ رأیی از این دو حزب به سبد او ریخته نشد. جامعهی نخبگان اهل تسنن نیز، که همواره با آراء خود از او حمایت میکردند، دچار تفرقه وتشتت شدند. علاوه بر عوامل فوق جدایی جریان مستقبل از ائتلاف جریان 14 مارس نیز در شکست میشل فرعون مؤثر بود.

-پیروزی ابراهیم عازار در جزین که به معنای بازگشت نبیه بری به این شهرستان و رسیدن مجدد وی به کرسی نمایندگی آن است.  کرسی که در گذشته در اختیار مرحوم سمیر عازار (پدر ابراهیم ) بود. 

-پیروزی میشل معوض در زغرتا کاسرا که دارای یک نماینده ورهبر بوده و کرسی نمایندگی آن از سال 2005  در اختیار سلیمان فرنجیه بود. 

برخی نکات کلی پیرامون نتایج

-نکتهی غافلگیر کننده در این انتخابات این بود که مشارکت مردم در آن کمتر از مقدار پیشبینی شده یا به تعبیر دقیق تر برعکس پیشبینیها بود. زیرا به جای اینکه قانون تناسبی انتخابات، انگیزهی مشارکت را افزایش داده و طبق پیشبینیها آن را به بیش از 60 درصد برساند، میانگین مشارکت مردمی در تمام حوزههای رأی گیری از 50 درصد تجاوز نکرد. این مشارکت ضعیف حاکی از عدم رضایت مردم لبنان از قانون انتخاباتی جدیدی است که برای اولین بار در این کشور اجرا میشود. چرا که از یک سو لیستهای انتخاباتی، دربردارندهی اسامی نامزدهای نامطلوب بوده واز سوی دیگر ائتلافهای صورت گرفته در حوزههای گوناگون نیز میان گرایشهای سیاسی متناقض وبر اساس منافع شخصی وبدون در نظر گرفتن ارزشهای اخلاقی وسیاسی شکل گرفته بود.

-در حزب سوسیالیست ترقیخواه نیز ولید جنبلاط جایگاه خود را حفظ کرده و توانست (نسبت به تعداد طرفداران خود) به تعداد قابل قبولی از کرسیهای نمایندگی دست یابد و از این طریق از چالشها وفشارهای قانون انتخاباتی جدید در امان بماند. اما باید دانست که آراء این حزب شاهد سیری نزولی بوده است.  زیرا تعداد کرسیهای آن از 28 نماینده در پارلمان 2005 به 11 نماینده در پارلمان 2009 کاهش یافته و در پارلمان 2018 نیز با به کارگیری سیاست پایان دادن به شکست توانست از کاهش چشمگیر کرسیها جلوگیری کرده  و 9 کرسی نمایندگی را به خود اختصاص دهد.  البته حزب جنبلاط در حفظ جایگاه گذشتهی خود به عنوان قدرتمندین نیروی نافذ در پارلمان ودولت شکست خورده است.

-پارلمان فعلی درهای خود را به روی برخی شخصیتهای ثابت مجلس  مانند نقولا فتوش، حقوقدان باتجربه وپیشنهاد دهندهی قانون تمدید مجلس، بست. آل شمعون نیز با ناکامی حفید کمیل در انتخابات برای مدتی احتمالاً طولانی از میادین سیاسی دور خواهد ماند. میریام سکاف نیز نتوانست جانشین همسر خود (ایلی سکاف) در پارلمان شود.

-فؤاد سنیوره نیز پس از 26 سال فعالیت سیاسی، عرصه را برای تعداد زیادی بازرگان که زبان تجارت را بیشتر از زبان قانون وقانون گذاری میفهمند خالی کرد.

-ولید بعرینی جایگاه اول لیست مستقبل را در عکار به خود اختصاص داد. این در حالی است که پدر وی وجیه بعرینی  که نامش در لیست 8 مارس بود از دست یابی به کرسی نمایندگی باز ماند و بدین ترتیب نام ولید جایگزین نامهای برجسته ای چون خالد ضاهر ومعین المرعبی شد که از سال 2009 در پارلمان فعالیت داشتند.

- ناکامی غافلگیر کنندهی اشرف ریفی در طرابلس. ریفی همان طور که خیلی سریع و غافلگیرکننده رشد کرده ومطرح شد، ناکامی او در این انتخابات نیز ضربهی مهلکی را به زندگی سیاسی او وارد کرد.

-پارلمان 2018 لبنان ویژگی خاص دیگری نیز دارد که آن را از دورههای گذشته متمایز میکند از جملهی این ویژگیها کمرنگ شدن  تدریجی جنبهی قانون گذاری مجلس است. بطرس حرب آخرین قانون گذار طائف نیز از ورود به پارلمان بازماند و تنها کسی که جای خالی او را در مجلس پر خواهد کرد جان عبید است.

-6 زن از مجموع 86 زنی که وارد رقابت انتخاباتی شدند به مجلس راه یافتند که 5 نفر از آنها وابسته به حزبهایی هستند که در پیروزی آنها نقش بسزایی داشته است. بولا یعقوبیان شخصیت رسانه ای که نام او در لیست جامعهی مدنی قرار داشت تنها زنی است که از این لیست توانست در حوزهی یک بیروت به کرسی نمایندگی دست یابد. از میان نامزدهای جریان مستقبل نیز 3 زن به پارلمان راه یافتند:

بهیه حریری (نمایندهی صیدا)، دیما جمالی (نمایندهی طرابلس)، رلی الطبش جارودی (نمایندهی بیروت).

از میان 4 نامزد زن حزب قوات نیز یک زن ( ستریدا جعجع) به مجلس راه یافت. 

اما در میان نامزدهای انتخاباتی حرکت امل تنها نام یک زن (عنایه عز الدین )به چشم میخورد که در حال حاضر تنها زن عضو فراکسیون «الثنائی الشیعی» میباشد. در میان اعضای فراکسیون «لبنان القوی» نیز که منسوب به رئیس جمهور است هیچ عضو زنی وجود ندارد بر خلاف جریان ملی آزاد که در لیست آن نام 3 نامزد زن وجود داشت که البته شکست همهی آنها تقریبا قطعی بود. از جمله نکات قبل توجه این انتخابات حضور 111 زن به عنوان نامزد انتخاباتی بود که این رقم در طول انتخابات این کشور بی سابقه است.

5-پیدایش یک لابی اقتصادی

انتخابات پارلمانی 2018 در فعال کردن چند بخش اقتصادی تأثیرگذار بود که این مسأله موجب ایجاد برخی فرصتهای شغلی ونیز افزایش فعالیتها ودرآمدهای مالی برخی نهادها شد.  اما میتوان گفت بیشترین سود به بخش رسانه و تبلیغات اختصاص داشت که مصادیق آن عبارتاند از: رادیو، تلویزیون،  تابلوهای تبلیغاتی (بیلبوردهای) نصب شده در مسیرها، روزنامهها و شبکههای اجتماعی

علاوه بر موارد فوق هزینههایی  در بخشهای دیگر نیز صورت گرفت که به فعال شدن آنها کمک کرد مانند:

هزینههای تدارکاتی (اجارهی  دفاتر، هتل، سالنهای هتلها و. . . ) استخدام نیروهایی به عنوان نماینده، فعال شدن برخی رستورانها، فعال شدن بخشهای تجارت آزاد مانند چاپخانهها، طراحان تبلیغاتی، برگزارکنندگان جشنها ومراسمها، سفرهای انتخاباتی ومشاوران رسانهای. 

اما لابی اقتصادی جدیدی که وارد پارلمان 2018 شده است، از بازرگانانی تشکیل میشود که در بخشهای اقتصادی متعددی فعالیت دارند مانند  بخش صنعت، تجارت، بیمه، املاک، گردشگری و. . .

بی شک تحلیل بازرگانان در رابطه با پروندهها ومسائل ملی با تحلیل سیاستمداران متفاوت خواهد بود.  زیرا وقتی منافع شخصی برخی بازرگانان با مسائل مهم ملی وقوانینی که در پارلمان طرح وتصویب میشود ارتباط پیدا میکند قطعاً آنها انگیزهی بیشتری برای تصویب واجرای صحیح آن خواهند داشت.

 برجسته ترین تاجران، بازرگانان وفعالان اقتصادی که به مجلس جدید راه یافتند عبارت اند از:

1-نعمت افرام:  مدیرعامل مجموعهی صنعتی بین الملی اندفکو که متشکل از 70 شرکت وکارخانه بوده و تعداد کارکنان آن به 10400 نفر میرسد. افرام از سال 2010 تا 2014 ریاست انجمن صنعتگران لبنانی را نیز بر عهده داشت.

2-نقولا نحاس: وزیر بازرگانی واقتصاد در دولت نجیب میقاتی (از سال 2011 تا 2014) بوده ودارای مدرک مهندسی شهرسازی است. وی همچنین مدیر عامل شرکت «ترابة سبلین» و مؤسس شرکت «توسعهی فعالیتهای بازرگانی و مدیریت سرمایه گذاری» نیز میباشد

3-میشل ضاهر: مؤسس دو شرکت «ضاهر للأغذیة» و«بوبینز» ونیز مؤسس اولین صندوق سرمایه گذاری تامینی در بیروت به نام «ماستر تراند کابیتال» میباشد. وی همچنین ریاست هیئت مدیرهی چندین شرکت را به عهده دارد از جمله شرکت «ضاهر کاپیتال»، شرکت «ضاهر للأغذیة» و شرکت « ماستر کپیتال غروب»

4-شوقی دکاش:  از صنعتگران عرصههای گوناگونی مانند کشاورزی،  ساخت لولههای آهنی لازم در دو بخش کشاورزی وساختمان سازی وهمچنین عضو هیئت عمومی شورای اقتصادی واجتماعی. 

5-انیس نصار: مهندس وبازرگان، مؤسس شرکت مهندسی «انیس نصار غروب للهندسة» در مسقط، عمان ودبی

6-زیاد حواط: بازرگان، رئیس هیئت مدیره شرکتهای:  «حواط للتجارة»،  «zinaline » و« ABM ». وی همچنین از سال 2010 تا 2017  شهردار جبیل-بیبلوس بوده است.

7-نزیه نجم:صنعتگر، رئیس اتحادیهی کارخانه داران مرمر، گرانیت وقالبهای سیمانی در لبنان

8-فؤاد مخزومی: بازرگان، مالک شرکت «فیوتشر غروب هولدیغز» ومدیرعامل مؤسسه «مخزومی »

9- الکساندر مطاوسیان:  بازرگان، مدیرعامل شرکت بیمه «المشرق للتأمین وإعادة التأمین »

10-فادی علانه:  مدیرعامل بیمارستان ساحل،  عضو شورای اقتصادی اجتماعی، رئیس موسسه علامه،  نایب رئیس اتحادیهی بیمارستان داران.

11-هاغوب ترزیان:  از بازرگانان فعال در بخش صنعت وتجارت لباس ونیز بخش املاک

12-ربیع عواد:  مدیر عامل کارخانهی MPP (تولید کنندهی محصولات کاغذی)، مدیرکل شرکت صنعتی تجاری «تکنوماتیکا»

13-روجیه عازار: از صنعتگران در زمینهی سنگ مرر وگرانیت، فعال در زمینهی توسعهی املاک ومستغلات، مالک چند استراحتگاه گردشگری از جمله «کاستل مار» ونیز صاحب رستورانهای چند شعبهای مانند رستورانهای «تشایس»

یکی از تحلیل گران سیاسی-اقتصادی معتقد است که این انتخابات سه نتیجهی مهم را به دنبال داشته است که این نتایج خاستگاه برخی تأثیرات احتمالی بر اقتصاد لبنان خواهد بود: 

1-با وجود اینکه  تغییرات اساسی در معادلات سیاسی رخ نداده است اما پس از این انتخابات شاهد تغیراتی در میزان وزن سیاسی برخی افراد واحزاب بوده ایم. این تغییرات که هم صاحب منصبان و هم غیر آنها را در برمیگیرد قطعاً موجب همکاری ومشارکت بیشتر در قوهی مجریه خواهد شد.

2-کاهش میزان مشارکت در انتخابات در مناطقی که دارای اهمیت ویژه ای هستند نمایانگر وجود نوعی ناامیدی در میان مردم است که قطعاً صاحب منصبان تبعات آن را متحمل خواهند شد.

3-افرادی از قوهی مجریه وخارج از آن که جزء مخالفان اقتصادی واجتماعی به شمار میآمدند نسبت به دورههای گذشته قدرت بیشتری پیدا کردند.

برآیند سخنان فوق این است که این انتخابات حقیقت جدیدی را آفریده است که یا اقتصاد کشور را از وضعیت کنونی نجات خواهد داد ویا سنگ دیگری در برابر بیرون رفت کشور از بن بست خواهد بود ؛وهمانند دورههای گذشتهی انتخابات مجلس، این تصمیم سازان هستند که باید مسئولیت تمام اقدامات خود  را بر عهده بگیرند. 

چالشهای پس از انتخابات

- پس از این انتخابات، چالشهای متعددی در انتظار لبنان است از جمله چالشهای مربوط به تأثیرات پروندههای منطقهای بر وضعیت لبنان خصوصا پس از خروج ایالات متحده از توافق هستهای با ایران که پیامدهای متعددی را به دنبال خود خواهد آورد. اسرائیل نیز نسبت به پروندهی هستهای ایران ابراز نگرانی کرده و تصمیم جنگ با ایران را به بنیامین نتانیاهو سپرده است.  همهی این تحولات، طبق نظر سفیر سابق ایالات متحده در لبنان، چالشهایی را بهدنبال خواهد آورد که لبنان نیز از آنها در امان نخواهد ماند.

-در نامهی اخیر میشل عون به مردم لبنان نکتهای که بیش از همه توجه محافل سیاسی ودیپلماسی را به خود جلب کرد، تصمیم او بر اعلام فراخوان به یک گفتگوی ملی برای دست یابی به اهداف ذیل بود:

1-کامل کردن اجرای توافق طائف

2-طراحی یک استراتژی دفاعی جهت دفاع  از کشور و تمامیت ارضی آن به صورت سازمان دهی شده.

اما مسأله ای که میشل عون آن را مبهم گذاشته است ماهیت این گفتگو  وچگونگی برگزاری آن است؛ به این معنا که آیا این گفتگوها از طریق میز مذاکره صورت خواهد گرفت یا در چارچوب تشکیل دولت جدید یا از طریق مجلس؟

-یکی از شخصیتهای عالی رتبهی سیاسی بر این باور است که مجلس جدید تغییرات اساسی در مدیریت کشور ایجاد نخواهد کرد زیرا تمام فراکسیونهای بزرگ همواره در دولت وجود داشتهاند وپیشبینی میشود در آینده نیز همین مسأله تکرار شود.  وی همچنین معتقد است که حل وفصل سیاسی همچنان پا برجا خواهد ماند.

از دیگر نکاتی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که تنشها وجنجالهای شدیدی که قبل وبعد از انتخابات رخ داد تنها با انگیزههای انتخاباتی و برانگیختن مردم برای حضور در انتخابات صورت نگرفت بلکه این جنجالها حاکی از وجود اختلافات ونیز برخی تحولات سیاسی است که قطعاً ادامهیافته و انتخاباتهای بعدی را نیز تحت الشعاع قرار خواهد داد.

فرآیند بازسازی قدرتها در لبنان در شرایطی رخ میدهد که:

1-پارلمان در این دوره شاهد تغییراتی در تقسیم قدرت بوده است.

2- تحولات بسیار مهم وحساسی در منطقه رخ داده است

3-یک نزاع شدید در سطح منطقهای و بینالمللی در حال به وقوع پیوستن است که خروج آمریکا از توافق هستهای و آغاز مجدد تحریمها از عوامل مهم ایجاد این نزاع ودرگیری است. لبنان نیز اگر جزئی از این نزاع نباشد بی شک با آن مرتبط بوده واحتمال اینکه دچار پیامدهای آن شده و در صورت وقوع جنگ در منطقه، آتش آن تا خاک لبنان نیز کشیده شود،وجود دارد.

یک مقام سیاسی معتقد است نشانههایی وجود دارد که از یک سو ماهیت مرحلهی آینده را شکل داده واز سوی دیگر حمایت عربی، بینالمللی وداخلی را به دنبال خواهد آورد:

حمایت کشورهای عربی: پایبندی کشورهای عربی به رفع ممنوعیت سفر به لبنان که این اقدام در حقیت گامی در راستای تحقق بخشیدن به وعدههایی است که دربارهی به حرکت درآوردن چرخ اقتصاد لبنان داده شده بود.

از جهت بینالمللی: به میزان سرعت اجرایی کردن وعدههای کنفرانس پاریس بستگی دارد.

از حیث داخلی: به کارگیری سیاست دوری گزیدن وکناره گیری واجرایی کردن آن وهمچنین رویایی با چالشهای مربوط به بازگشت آوارگان سوری و اقامت دادن به فلسطینیان در لبنان.

ما امروز شاهد تغییرات منطقهای وبینالمللی بسیاری هستیم لبنان نیز پس از انتخابات شاهد تحولات متعددی بوده است اما حزبالله ومتحدانش با بهرهمندی از مشروعیت مردمی خود با تمام این چالشها مقابله کرده و به کمک انسجام جبههی مقاومت (که در گذشته به نام 8 مارس شناخته میشد و به زودی چهرهی جدیدی به خود خواهد گرفت)، تأثیرات این چالشها را کنترل خواهند کرد. چرا که حزبالله ومتحدانش بیش از نیمی از کرسیهای پارلمان را دارا هستند واین مسأله به آنها این قدرت را میدهد که بتوانند بر امور کشور نظارت کرده وآن را مدیریت کنند.

آنچه که همه بر آن اتفاق نظر دارند این است که لبنان پس از انتخابات پارلمانی خود وارد مرحلهی سیاسی جدیدی شده است. انتخاباتی که حاصل آن تنها انتخاب نمایندگان جدید نبود بلکه معادلهی قدرت در لبنان و قوانین بازی نیز به دنبال آن تغییر یافت.

مسألهی مورد اتفاق دیگر این است که دورهی 8 و14 مارس به پایان رسیده و ائتلافات وحزببندیهای سیاسی، بر اساس اصول و معادلات جدیدی که دو عنصر اساسی در آن دخالت دارند صورت خواهد گرفت: الف-نتایج انتخابات ب-معادلهی تقسیم قدرت سیاسی جدید و نیز جریانات قبل از انتخابات واختلافات سیاسی پس از آن.

این حقیقتی است که در صحنهی سیاسی لبنان رخ داده است و دادههای جدیدی را با خود به همراه آورده است که مهمترین آنها عبارتاند از:

1-پیدایش نشانههای یک ائتلاف دوگانه مسیحی همانند ائتلاف دوگانهی شیعه با این تفاوت که ائتلاف مسیحی رقابتی بوده (که در حقیقت اطلاق نام ائتلاف بر آن نوعی تسامح در تعبیر است )اما ائتلاف شیعی تکاملی است. به همین جهت آنچه که در انتخابات اخیر رخ داد این بود که تقریبا تمام کرسیهای مسیحی منحصر در جریان ملی آزاد و جریان «القوات اللبنانیة» بوده وهر یک از این دو جریان ( به شیوهی خود ) تلاش کرد تا پایگاه مردمی  گستردهتری از رقیب خود داشته وطرفداران بیشتری را جذب کند.

نکتهی دیگر اینکه بر خلاف ائتلاف شیعه که بسیار مستحکم وغیر قابل فروپاشی است تفاهمی که بین دو طرف مسیحی امضا وتوسط معراب اعلام شد، توانایی رویارویی با تحولات این مرحلهی سیاسی را نداشته وتقریبا شکست خورده محسوب میشود.

2- ائتلاف دوگانهی دیگری نیز که حاصل از حل وفصل سیاسی در لبنان بوده و قبل از انتخابات شکل گرفت ائتلاف عون-حریری است که بسیاری آن را ائتلاف «حریری-باسیل» یا ائتلاف «مستقبل –جریان ملی آزاد» مینامند. این ائتلاف دوگانه پس از انتخابات نیز ادامه خواهد یافت زیرا حریری برای برقراری حداقل میزان تعادل سیاسی در برابر حزبالله به عون نیاز داشته و برای ایجاد یک «ائتلاف اقتدار گرا» نیز به باسیل نیاز خواهد داشت زیرا باسیل در این انتخابات با قدرت بیشتر وبا فراکسیون پارلمانی وسیعی که گرایشهای بسیاری را در برمیگیرد، ظاهر شده است.

البته باسیل در حال حاضر در یک محاصرهی سیاسی قرار داشته وتقریباً با تمام گروهها واحزاب سیاسی مشکلات واختلافاتی دارد.  علاوه بر این، تحولات داخلی ومنطقهای نیز احتمال فروپاشی این ائتلاف دوگانه را تقویت کرده وزمینه را برای شکل گیری ائتلاف دوباره بین «تیار» و«حزبالله» ونیز تشکیل نیروی 8 مارس در قالبی جدید فراهم کرده است.

 

پیوست 1:تعداد نمایندگان هر فراکسیون

1-فراکسیون «لبنان القوی»:  بزرگترین فراکسیون پارلمانی بوده ودارای 29 نماینده میباشد.  این فراکسیون دربردارندهی احزاب وجریانهای ذیل است:

-نمایندگان جریان ملی آزاد:  که تعداد آنها 18 نفر بوده و نامهای آنها عبارت است از:

جبران باسیل، نقولا صحناوی،ادغار طرابلسی، جورج عطالله،سلیم عون، زیاد اسود،سیمون ابی رمیا، روجیه عازار، ابراهیم کنعان، ادغار معلوف، الان عون، حکمت دیب، ماریو عون، سیزار ابی خلیل، اسعد درغام،

سه نفر دیگر نیز که از جهت تشکیلاتی به این جریان وابسته هستند به نامهای فوق افزوده میشوند:  الیاس بوصعب، سلیم خوری، انطوان بانو (دوست چندین سالهی ژنرال در زمان ارتش وپس از آن که کرسی نمایندگی خود را در درجهی اول مدیون «عهد» وسپس مدیون این جریان است. )

طاشناق (3 نماینده):هاغوب بقرادونیان،هاغوب ترزیان، الکسی ماطوسیان،

نکته: این حزب همچنان ارتباط گذشتهی خود را با «عهد» حفظ کرده است . 

حزب دموکراسی لبنانی (1 نماینده): طلال ارسلان

جنبش استقلال (1 نماینده): میشل معوض

نمایندگان مستقل، متحدان و وابستگان به «عهد» (مجموعا 6 نماینده):

شامل روکز، مصطفی علی حسین، نعمت افرام، میشل ضاهر، ایلی فرزلی، فرید بستانی

2-فراکسیون مستقبل ومتحدان آن (20 نماینده ): از جهت تعداد نمایندگان دومین فراکسیون پارلمانی محسوب میشود که نامهای نمایندگان آن به شرح ذیل است:

سعد الحریری، بهیة الحریری، رلی طبش جارودی، محمد کباره، سمیر جسر، دیما جمالی، سامی فتفت،  عاصم عراجی، بکر الحجیری،  محمد حجار، طارق مرعبی،هادی حبیش، تمام سلام، نهاد مشنوق، نزیه نجم، محمد قرعاوی، هنری شدید، عثمان علم الدین، ولید بعرینی، محمد سلیمان

3-فراکسیون «التحریر و والتنمیة» (17 نماینده)

سومین فراکسیون از جهت تعداد نمایندگان بوده که ویژگی بارز آن انسجام بین 11 نمایندهی تشکیل دهندهی هستهی این فراکسیون و6 متحد آنها است. نمایندگانی که هستهی پویا ومستحکم این حزب را تشکیل میدهند عبارت اند از: نبیه بری، علی حسن خلیل،هانی قبیسی، محمد نصرالله، غازی زعیتر، محمد خواجه، عنایه عز الدین، علی خریس، فادی علامه، علی بزی و ایوب حمید.

6 نمایندهی متحد این فراکسیون نیز عبارت اند از: انور خلیل، یاسین جابر، علی عسیران، قاسمهاشم البعثی، میشل موسی، ابراهیم سمیر عازار

4-فراکسیون «القوات اللبنانیة» یا فراکسیون «الجمهوریة القویة» (15 نماینده)

: چهارمین فراکسیون از جهت تعداد نمایندگان است که شامل 10 نماینده و5 متحد است. نامهای نمایندگان این فراکسیون عبارت است از: هم ستریدا جعجع، وهبی قاطیشا، عماد واکیم، جوزف اسحق، فادی سعد، انطوان حبشی، شوقی دکاش، بیار بوعاصی، ادی ابی اللمع و جورج عدوان.  

5 نمایندگان متحد با این فراکسیون نیز عبارت اند از: جورج عقیص، قیصر، قیصر معلوف، زیاد حواط، انیس نصار، جان طالوزیان

5-فراکسیون «الوفاء للمقاومة»

دارای 13 نماینده میباشد که 12 نفر آنها عضو این فراکسیون هستند.  نامهای این 12 نماینده به شرح ذیل است:

محمد رعد، امین شری، انور جمعه، ابراهیم الموسوی، حسین الحاج حسن، علی مقداد، ایهاب حماده، نواف الموسوی، حسین جشی، حسن فضل الله، علی فیاض و علی عمار.

این فراکسیون دارای یک متحد به نام ولید سکریه نیز میباشد که نمایندهی اهلسنت در منطقهی بقاع شمالی است.

6-فراکسیون «اللقاء الدیموقراطی»:دارای 9 نماینده میباشد که 6 نفر از آنها عضو و3نفر دیگر از متحدان این فراکسیون هستند. 6 نمایندهی عضو عبارتاند از: تیمور جنبلاط، اکرم شهیب،هادی ابوالحسن، وائل ابو فاعور، فیصل صایغ و بلال عبدالله. 

3 نمایندهی متحد با این فراکسیون نیز عبارت اند از: مروان حماده، نعمت طعمه و هنری حلو

7- فراکسیون «نواب الکتائب» (3 نماینده): سامی جمیل،  الیاس حنکش، ندیم الجمیل

8- فراکسیون «نواب المردّه» (3 نماینده)

طونی سلیمان فرنجیه، اسطفان دویهی و فایز غصن (این فراکسیون به فراکسیون ملی پیوسته است. )

9- فراکسیون نواب الحزب القومی (نمایندگان حزب ملی): که دارای 2 نمایندهی عضو (اسعد حردان و سلیم سعاده) ویک نمایندهی متحد با این فراکسیون (البیر منصور) میباشد.

10-فراکسیون «عزم»: (چهار نماینده): نجیب میقاتی، نقولا نحاس، علی درویش و جان عبید

11-فراکسیون «کسروان-جبیل» (دونماینده): فرید هیکل الخازن ومصطفی الحسینی ( این فراکسیون به فراکسیون ملی پیوسته است. )

12- فراکسیون «کرامت» (دو نماینده): فیصل کرامی وجهاد الصمد (به فراکسیون ملی پیوسته است)

13- نمایندگان مستقل 8 مارس (6 نماینده):  جمیل سید، إدی دمرجیان، عبدالرحیم مراد (حزب اتحاد)، اسامه سعد ( سازمان مردمی ناصری)، عدنان طربلسی (احباش) میشل المر

14-نمایندگان مستقل 14 مارس (دو نماینده): بولا یعقوبی ( حزب سبعه) وفؤاد مخزومی (حزب گفتگوی ملی)

لبنانحزب اللهحزب مستقبل


تعداد مشاهده: 83