فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران
 

تسلیحات پیشرفته حزب‌الله و توازن راهبردی

حاج حسین خلیل
معاون سیاسی دبیرکل حزب‌الله لبنان

حاج حسین خلیل، معاون سیاسی دبیرکل، و عضو شورای حزب‌الله لبنان، از چهره‌های سرشناس و مؤثری است که از اوائل دهه 80 میلادی در کنار دیگر رهبران این حزب با تهدید رژیم صهیونیستی، پاکسازی سرزمین لبنان از وجود اشغالگران به مبارزه پرداخته است و به‌طور هم‌زمان برای مقابله با طرح‌های توطئه‌آمیز آمریکا در جغرافیای کشورش و منطقه غرب آسیا تلاش کرده و طی این سال‌ها درنگی به خود راه نداده است. حسین خلیل، با برخورداری از هوش سیاسی، متانت اجتماعی و مقبولیت سازمانی در مهم‌ترین معادلات سیاسی نقش‌آفرینی کرده و به نمایندگی از حزب‌الله (که در تمام معادلات میدانی دهه‌های گذشته سربلند بوده) در همآوردی با رقبای داخلی، منطقه‌ای و... مشارکت پیرزمندانه داشته است. او با بهره‌گیری از ذکاوت فردی و بهره‌مندی از صلابت سازمانی، بر دیدگاه‌های روشن و مطالبات به حق حزب‌الله در عرصه‌های مختلف پافشاری کرده و توانسته پرچم پیروز مقاومت را بر بلندای اراده و توانستن به‌اهتزاز درآورد. او با نگاهی واقعگرا و منطبق بر حقائق روشن، بحران جاری در غرب آسیا را ناشی از رویکرد انتقامجویانه آمریکا برای جبران عقب ماندگی در برابر محور مقاومت ارزیابی نموده و معتقد است ائتلاف غربی به رهبری آمریکا در برابر استقلال‌جویی انقلاب اسلامی‌و محور مقاومت دچار شکست‌های پیاپی شده و سران آمریکا را بدلیل پایمردی جبهه مقاومت فاقد ظرفیت عملیاتی برای مهار ایران یا از بین بردن نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی‌ارزیابی می‌کند. فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران با تشکر و اغتنام فرصت ملاقات با ایشان، توجه مخاطبان گرامی‌را به گفتگوی صورت گرفته جلب می‌نماید.         

کلیدواژه‌ها: ایران ،آمریکا ،اسرائیل ،حزب‌الله ،لبنان

 

 

دبیر: در ابتدا از فرصتی که در اختیار فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران قرار داده‌اید، صمیمانه تشکر می‌کنم. همانگونه که مطلع هستید فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران به‌طور تخصصی به تحولات بین‌المللی و مناسبات جهانی همت می‌گمارد. غرب‌آسیا در قرن اخیر کانون تحولات و موضع اهتمام جهان به‌شمار رفته و حزب‌الله لبنان نیز در چند دهه گذشته مهم‌ترین بازیگری است که در تحولات گوناگون این منطقه نقش ایفا کرده است. جنابعالی که از مؤسسان این حزب مقاوم و از شخصیت‌های برجسته در مدیریت تحولات سیاسی هستید، بیش از دیگران به تجزیه و تحلیل ریشه‌های بحران در این منطقه از جهان اهتمام می‌ورزید. به عنوان اولین سؤال لطفاً ارزیابی خودتان از ریشه‌های بحران و صف‌آرائی گسترده آمریکا علیه جریان مقاومت را تشریح نمایید. 

حاج حسین خلیل- غرب آسیا به لحاظ تاریخی تحت سلطه سیاست‌های آمریکا قرار داشته است. ولی بعد از آمدن امام خمینی(ره) و پیروزی انقلاب اسلامی‌ایران، تحولات این منطقه از جهان در تعارض با منافع استکباری شکل گرفت و به‌دنبال آن کشمکش و دگرگونی‌های متنوعی رخ داد که غالباً به زیان سیاست‌های آمریکا تمام شد. شکست و ناکامی‌آمریکا در تحولات، بحران‌های بعدی را به‌همراه داشت. تقابل مستقیم و رویارویی آشکار  بین اسلام ناب محمدی (که امام خمینی مروج آن بود) و آمریکا (که جبهه مخالف انقلاب اسلامی‌را رهبری می‌کرد) هر روز به‌شکل گسترده‌تری ادامه پیدا کرد. آمریکایی‌ها برای برون‌رفت از این وضعیت به مقابله با انقلاب اسلامی‌روی آوردند. آنها دو برنامه را در پیش گرفتند. اول درگیری مستقیم و ضربه زدن به ایران به عنوان محور اصلی مقاومت در منطقه؛ و دوم تضعیف نفوذ و جایگاه منطقه‌ای ایران. آنها بر اساس دو رویکرد فوق، در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی‌شروع به مداخله و برخورد مستقیم نمودند و این کار را با عملیات‌های انفجاری، حمایت از گروه‌هایی مانند منافقین خلق و افرادی که در این اواخر به گروه‌های سبز مشهور شدند، در دستور کار قرار دادند و می‌خواستند با این عمل ایران را از محور مقاومت جدا کنند و به محور آمریکا باز گردانند چرا که ایران به لحاظ ژئوپولتیک و موقعیت سیاسی و اقتصادی دارای جایگاه بسیار برجسته‌ای است. همچنین دارای جمعیتی هشتاد میلیونی و ثروت‌های طبیعی و امکانات ویژه‌ای است و هر دولت یا رهبر سیاسی که این امکانات را در اختیار داشته باشد و بتواند بر آن حکمرانی کند می‌تواند بر تمام منطقه غرب آسیا مسلط شود.

 

دبیر: اشاره داشتید که آمریکا راهبرد اصلی خود برای مقابله با ایران را مبتنی بر ضربه مستقیم و تضعیف نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی‌ایران قرار داده است. ارزیابی شما از نتیجه به‌کار بستن این دو راهبرد چیست؟

حاج حسین خلیل- بعد از آنکه آمریکایی‌ها در هدف اول خود که همان ضربه مستقیم به ایران بود، شکست خوردند، شروع کردند به تضعیف جایگاه ایران از طریق قطع راه‌های ارتباطی با حزب‌الله، حماس و سایر گروه‌های فلسطینی و برخی جریاناتی که حلقه وصل بین ایران و گروه‌های مقاومت منطقه بودند، مانند نظام سوریه و شخص بشار اسد. آنها موضوع نفوذ و ‌تأثیر ایران در منطقه خلیج‌فارس را نیز مورد توجه قرار دادند. در یک مقطع زمانی بین طرح ایران (اجازه بدهید آن را طرح اسلامی-ایرانی معرفی کنم) و طرح آمریکایی-اسرائیلی یک مسابقه‌ای به صورت لحظه‌ای برقرار بود که ممکن بود در هر لحظه یک طرف بر دیگری پیروز شود. مقامات آمریکایی در چارچوب راهبرد تضعیف ایران از طریق به زانو درآوردن هم‌پیمانانش، طی سال‌های 1993 و 1996، طرح از بین‌بردن و فروپاشی حزب‌الله را به عنوان یک شعار مطرح کردند. این رویکرد به حدی جدی بود که  وارن کریستوفر (وزیر خارجه وقت آمریکا) آن را به‌طور رسمی‌به‌اطلاع حافظ اسد، رئیس جمهور راحل سوریه، رسانده بود. در آن مقطع که برای مذاکره به دمشق سفر کرده بودم (در آن مذاکرات آقای ولایتی وزیر خارجه نیز به‌نمایندگی از طرف ایران شرکت داشت)، رئیس جمهور سوریه گفت آمریکا در نظر دارد که حزب‌الله را از میان بردارد. آنها برای تحقق این هدف از هیچ کوششی دریغ نورزیدند و ظرفیت تمام هم‌پیمانان خود را نیز به میدان آوردند، ولی با دیدن پایداری و ایستادگی حزب‌الله به گزینه دومی‌روی آوردند. آنها این‌بار پس از ناامیدی از برچیدن اساس حزب‌الله، مطرح کردند این حزب فقط فعالیت سیاسی داشته باشد و خلع سلاح شود. ولی ما تسلیم این خواسته نشده و همچنان به مقاومت ادامه دادیم. آنها مجدداً عقب نشینی کرده و ‌تأکید کردند که حزب‌الله فقط سلاح سبک داشته باشد و سلاح‌های سنگین خود و موشک‌هایش را که می‌تواند اسرائیل را هدف قرار دهد از بین ببرد. امّا این رویکردها تماماً با مقاومت سرسختانه حزب‌الله مواجه و دشمن را با شکست مواجه ساخت. مقاومت‌های مستمر و شکست پیاپی آمریکا و اسرائیل در رویارویی با حزب‌الله آنها را وادار به پذیرش خواسته‌ی ما کرد. در «توافقنامه بین‌المللی نیسان» دشمن به حق دفاع مقاومت از سرزمین لبنان اعتراف کرد و پذیرفت که در صورت حمله اسرائیل به نقاط سرزمینی لبنان، حزب‌الله حق پاسخگویی به این تجاوزات را دارد. این برای اولین بار در تاریخ آمریکا و اسرائیل بود که برای حزب‌الله حق اقدام نظامی علیه اسرائیل به رسمیت شناخته شد. یعنی حق مقابله به مثل در موشک باران اسرائیل، برای حزب‌الله رسمی‌قلمداد شد و این بزرگترین شکست تاریخی برای آمریکا و اسرائیل به حساب آمد و پیروزی بزرگتری برای حزب‌الله قلمداد شد.

 

دبیر: اسرائیل پس از این شکست که به حزب‌الله فرصت مقابله به مثل در تجاوزهای نظامی را می‌داد چه واکنشی داشت؟

این شکست‌ها اسرائیل را واداشت تا روزبه‌روز تلاش کند جلوی رشد حزب‌الله که همانا رشد ایران در سواحل مدیترانه است، گرفته شود. ولی الحمدلله آنها نتوانستند در این زمینه هم پیروزی کسب کنند و پیروزی بزرگ در سال 2000 میلادی، حاصل شد و اسرائیل از نقاط مختلف اشغال شده‌ی لبنان، به عقب رانده شد و جبهه ایران و حزب‌الله در حوزه لبنان به پیروزی‌های بزرگتری دست یافت. در ادامه حزب‌الله توانست به سلاح‌هائی دست پیدا کند که با برخورداری از آن توازن قوا به نفع حزب‌الله تغییر یافت. ژنرال‌های اسرائیلی رسماً اعتراف کردند که حزب‌الله توانسته با دستیابی به تسلیحات پیشرفته توازن راهبردی را به نفع خود تغییر دهد. در سال‌های 1996 و 2009 که توانستیم آمریکا و اسرائیل را به زانو درآورده و آنها را به پذیرش حق مقاومت و دفاع از خود وادار کنیم، فقط به پرتابگرهای کاتیوشا مجهز بودیم ولی امروز موشک‌های دوربرد در اختیار داریم و لذا آمریکا و اسرائیل در پروژه متوقف نمودن رشد حزب‌الله، شکست خوردند و توازن قوایی که مد نظر اسرائیل بود شکست خورد و شعارشان مبنی بر «خلع سلاح» حزب‌الله بی‌نتیجه ماند. همان‌گونه که رهبر مقاومت، آقای سید حسن نصرالله، نیز اعلام کرد ما هرچه نیاز داشتیم و می‌خواستیم به دست آوردیم.

 

دبیر: اسرائیل در مقطع کنونی چه اهدافی را در خاک لبنان تعقیب می‌کند؟

حاج حسین خلیل-مقامات اسرائیل با برخورداری از حمایت آمریکا معرکه‌ی جدیدی علیه لبنان و مقاومت راه‌انداخته‌اند. آنها به‌دنبال سلسله شکست‌های قبلی معتقدند باید جلوی ساخت موشک در خاک لبنان باید گرفته شود و نباید اجازه دهند حزب‌الله در عرصه نظامی خودکفا باشد. لذا می‌گویند باید کارگاه‌ها و کارخانه‌های تولید موشک حزب‌الله هدف قرار داده شوند، امّا دبیرکل حزب‌الله در پاسخ به آنها اعلام کرد: «کار تمام شده و ما در این زمینه خودکفا شده و به آخرین پیشرفت‌ها دست یافته‌ایم.» بنابراین حزب‌الله روزبه‌روز قدرتمندتر شده و در واقع بازوی ایران قوی‌تر شده و اقتدار ایران نه تنها در خلیج‌فارس بلکه تا مدیترانه گسترش یافته است ونور ایران درخشنده‌تر شده است.

 

دبیر: آیا مقامات آمریکایی با فشار بر گروه‌های مبارز فلسطینی توانسته‌اند در زمینه جداسازی این گروه‌ها از ایران دستاوردی داشته باشند؟

حاج حسین خلیل- دستگاه‌های مسؤول در آمریکا به عمق روابط گروه‌های مقاومت فلسطین خصوصاً جهاد اسلامی‌و حماس با ایران و اینکه ایران به آنها کمک‌های فنی تکنولوژی و... ارائه می‌کند واقفند و می‌دانند که تمامی‌پیشرفت‌ها در غزه و کرانه باختری با کمک ایران است و اسرائیل نتوانسته حماس و جهاد اسلامی‌و مقاومت فلسطین را متوقف کند و همه دنیا از جمله آمریکا به خوبی می‌دانند که کمک کننده اصلی به‌ فلسطینی‌ها جمهوری ‌اسلامی‌‌ایران است. مقامات آمریکایی‌ در عرصه‌های سیاسی مربوط به فلسطین و روندهای شکل گرفته از جمله مادرید، اسلو و حتی معامله قرن (که از سوی ترامپ مطرح شده است) نیز شکست خورده و مغلوب طرح‌های مقاومت اسلامی‌و ایران شده‌اند.

 

دبیر: تحلیل شما از ظهور و افول گروهای تکفیری ـ تروریستی چیست؟

حاج حسین خلیل- در مورد جریان‌های تکفیری، من معتقدم این موضوع با هماهنگی آمریکا و اسرائیل و تحت عنوان تغییر اسلامی‌و با هدف تغییر نظام سوریه و روی کار آوردن نظامی همراه با آمریکا در این کشور بود که صلح با اسرائیل را امضاء کند و اگر آمریکا در طرح سقوط نظام سوریه به پیروزی می‌رسید می‌توانست حلقه ارتباطی بین ایران در شرق و گروه‌های مقاومت در منطقه مدیترانه (مانند حزب‌الله و حماس) را قطع نماید. امّا آمریکا پس از هفت سال جنگ در این حوزه نیز شکست خورد در حالی که ایران، حزب‌الله و بشار اسد باقی ماندند. آمریکایی‌ها و اسرائیل در وضعیت کنونی به این هم راضی شده‌اند که به سوریه بگویند؛ ما به‌دنبال براندازی نظام و شخص بشاراسد نیستیم و حاضریم از سوریه خارج شویم و به شما کمک کنیم،  فقط به شرط اینکه شما ایران و حزب‌الله را از سوریه اخراج کنید. سعی آنها این است که همین هدف حداقلی را با کمک روسیه و پوتین محقق سازند. هدف‌ آنها در ابتدا بسیار عالی بود (نابودی کل مقاومت) و به‌صورت تسلسلی تنزل پیدا کرد تا به این مقدار هم راضی شدند که ایران و حزب‌الله از سوریه خارج شوند. در گذشته ایران در مرزهای عراق و عربستان حضور داشت و اسرائیل را به‌وسیله گروه‌های مقاومت و به صورت معنوی، تهدید می‌کرد ولی امروز ایران در مرزهای اسرائیل و جولان حضور فیزیکی دارد و منافع آمریکا و اسرائیل را به خطر انداخته است. این یک تحول جدی است که هر روز سیاست‌های آمریکا در منطقه دچار خسران است.

 

دبیر: نگاه و تحلیل جنابعالی و حزب‌الله در خصوص تحولات یمن و تجاوز عربستان سعودی به این کشور چگونه است؟

حاج حسین خلیل-عربستان سعودی بزرگترین کشور پشتیبانی کننده طرح‌های آمریکا در منطقه و مهم‌ترین حامی‌توطئه‌های ضدمقاومت است و همه می‌دانند که بزرگ‌ترین پایگاه اسرائیل، عربستان سعودی است و آمریکا خود را متعهد به دفاع از این دو کشور می‌داند. انقلاب مردم یمن که شکل گرفت، علاقه آنها به انقلاب اسلامی‌و امام خمینی در یمن آشکار شد. این تمایل و علاقه از قبل وجود داشت و یمنی‌ها، متأثر از انقلاب اسلامی، در جهت عکس منافع آل‌سعود حرکت کردند و شعارهائی علیه آمریکا و اسرائیل و یهود سردادند. آنها از این موضوع هراسان شده و تجاوز به یمن را در دستور کار خود قرار دادند. اکنون با گذشت چندین سال از جنگ، هنوز نتیجه‌ای نگرفته‌اند و سعودی‌ها روز به روز در شنزار و باتلاق یمن بیشتر فرو می‌روند. در مقابل انصارالله یعنی هم‌پیمان ایران دارای دست برتر وابتکار عمل در منطقه شده است.

 

دبیر: در مجموع، دستاورد آمریکا برای به چالش کشیدن نفوذ منطقه‌ای ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

حاج حسین خلیل-طرح‌های آمریکا در تمام منطقه با بن‌بست مواجه شده است. در لبنان شکست خوردند. حزب‌الله روز به روز قوی‌تر، با هیمنه‌ی بیشتر و مسلط‌تر شده است. به گونه‌ای که نمایندگان و مقامات آمریکا از جمله پمپئو، دیوید هیل، و ساترفیلد معتقدند که حزب‌الله بر دولت لبنان مسلط است و به  سعد حریری و میشل عون ایراد می‌گیرند که چرا اجازه می‌دهند حزب‌الله بر همه امور مسلط باشد و هر چه در لبنان اراده کند محقق ‌سازد. در اسقاط نظام سوریه نیز شکست خوردند و طرح آمریکا علیرغم هزینه‌های گزاف مادی و معنوی در سوریه با شکست فضاحت‌باری مواجه شد. طرح‌شان در یمن و کل منطقه شکست خورد و روز به روز در سراشیبی بیشتری قرار دارند.

 

دبیر: آیا طرف آمریکایی برای برون‌رفت از این تنگنا طرح یا ابتکار جدیدی در اختیار دارد؟

حاج حسین خلیل-یک تفکر با پایگاه گسترده در آمریکا وجود دارد که با رویکردی منتقدانه و با صدای بلند اعلام می‌کند که ما در اوایل انقلاب ایران می‌خواستیم این کشور را به صورت مستقیم هدف قرار دهیم و بعد خواستیم از درون، ملت را علیه نظام و رهبری آن بشورانیم، ولی موفق نشدیم و در مرحله دوم نیز که می‌خواستیم هم‌پیمانان ایران در منطقه را هدف قرار دهیم نیز شکست خوردیم. الان مجدداً و متحیرانه به این فکر بازگشته‌اند که آیا می‌بایست ایران را که مرکز اصلی مقاومت است به صورت مستقیم مورد حمله نظامی قرار دهند آیا باید طرح‌هایی سخت، مانند طرح‌های براندازی دوران اول انقلاب، را دستور کار قرار دهند؟ آنها در واقع در نوعی حیرت بسر می‌برند. چرا که نمی‌دانند چگونه با ایران رفتار کنند. به نظر من در مقطع فعلی، آمریکا در مواجهه با ایران یک راه  بیشتر ندارد و آن هم فشارهای اقتصادی است. اکنون ترامپ و تیم او به موضوع فشار اقتصادی دل بسته‌اند و امیدوارند فشار اقتصادی بر ایران موجب انقلاب از درون و فشار بر رهبری شود، و این تنها امیدشان است ولی تا کنون ملت ایران تسلیم این فشارها نشده‌اند. زیرا ملت ایران ملتی مقاوم و صبور در برابر همه تحریم‌های تحمیلی است و دائماً راه‌های دورزدن این تحریم‌ها را جستجو می‌کند ترامپ شانس دیگری غیر از این ندارد.

 

دبیر: آیا احتمال به کارگیری گزینه نظامی از سوی آمریکا علیه جمهوری اسلامی‌ایران متصور است؟

حاج حسین خلیل-به نظر من اگر مقامات آمریکایی بدانند در هدف‌قراردادن نظامی و سرنگون‌کردن نظام ایران موفق خواهند بود بدون شک این کار را انجام می‌دهند، ولی می‌دانند که ایران مانند عراقِ دوران صدام حسین و افغانستان نیست. ایران دارای قوای سیاسی متعددی است. همه طیف‌های سیاسی ایرانی مستحکم و قدرتمند هستند. ایران دارای نظام مردمی‌و منسجمی‌است و بین رهبری و مردم ارتباط تنگاتنگی برقرار است و نقطه قوت اساسی ایران همین است. مضافاً اینکه ایران دارای تکنولوژی و نیروی نظامی قوی است و آمریکا می‌داند که نمی‌تواند مانند صدام با ایران برخورد کند؛ چرا که مردم ایران قبل از اینکه رهبری از آنها بخواهد، علیه آمریکا قیام می‌کنند. و دیگر اینکه بزرگ‌ترین نقطه ضعف اساسی آمریکا اسرائیل است و اگر ایران بخواهد می‌تواند اسرائیل را با هزاران موشک مختلف و پیشرفته هدف قرار دهد و جنگ داخل اسرائیل کشیده خواهد شد و من معتقدم آمریکا قبل از هر عملی علیه ایران، هزاران بلکه میلیون‌ها بار فکر می‌کند تا چگونه با ایران برخورد کند تا در این قضیه پیروز شده و شکست نخورد.

 

دبیر: برخی از نظریه‌پردازان غربی جنگ با ایران را برای آمریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن فاجعه قلمداد می‌کنند زیرا نتایج آن را مبهم و غیرقابل پیش‌بینی یا تحمل ارزیابی می‌کنند، و از طرفی رها کردن ایران از سوی آمریکا و عدم مهار آن هیمنه کاخ سفید در جهان را فرو خواهد ریخت. به نظر شما مقامات آمریکا برای خروج از این بن بست چه راهی را انتخاب خواهند کرد؟

حاج حسین خلیل-این سؤالی است که حتی خود آمریکایی‌ها در جوابش مانده‌اند.

 

دبیر: پاسخ شما به اقدام آمریکا و سعودی که شما را در لیست تروریسم قرار داده‌اند، چیست؟

حاج حسین خلیل-این چیز جدیدی نیست، ما دولت نیستیم، بانک مرکزی نداریم و مال و منافعی در خارج نداریم و نمی‌ترسیم. از این‌رو فشار آنها بر روی حزب‌الله در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کار ساز نیست ولی برای حمایت از مردم لبنان و برخی از افراد و ثروتمندان شیعه که به خاطر ما هدف قرار گرفته‌اند سعی می‌کنیم به گونه‌ای آنها را کمک کنیم. حزب‌الله و کادرهای رهبری آن وحتی جوانان ما در خارج پولی ندارند که بترسند.

دبیر: امروز بعد از گذشت چند سال جنگ در سوریه، حزب‌الله قوی‌تر شده و با گذشته متفاوت است، امروز اگر اسرائیل به حزب‌الله تعدی کند، پاسخ حزب‌الله در مقابل اسرائیل را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

حاج حسین خلیل-امروز همان معادله و حیرتی که میان آمریکا و ایران وجود دارد، بین اسرائیل و حزب‌الله نیز وجود دارد. اسرائیل اگر بخواهد به حزب‌الله حمله کند، میلیون‌ها بار فکر می‌کند چون می‌داند حزب‌الله چه امکاناتی دارد و چه فاجعه‌ای برای اسرائیل و جامعه یهودی درست خواهد کرد. می‌داند بزرگترین فاجعه، که تاکنون سابقه نداشته است، برای اسرائیل رقم خواهد خورد و اسرائیلی‌ها می‌دانند حزب‌الله دارای قدرت نظامی شگفت‌آوری است که منشأ آن ایران است.

 

دبیر: به نظر جنابعالی آیا امروز می‌توان بین رویکرد عربستان (به‌عنوان یک دولت اسلامی‌و دارای ارتباط با فلسطینیان)  و رویکرد اسرائیل (به‌عنوان یک دشمن) تفکیک قائل شد؟

حاج حسین خلیل-اولاً؛ هم اسرائیل و هم سعودی دو قسمت از برنامه آمریکایی در منطقه به‌شمار می‌روند. ثانیاً؛ بین این دو کشور از گذشته پیمانی قوی برقرار بوده و فقط امروزه پرده‌ها کنار رفته و این هم‌پیمانی آشکار شده است. بین آنها هماهنگی کاملی برقرار است و معلوم شده است که سعودی‌ها بزرگترین تأمین کنندگان مالی طرح‌های اسرائیل در منطقه بوده‌اند. اگر بخواهیم خیلی خوشبینانه به عربستان بنگریم باید بگوئیم که هیچ تصمیمی‌(چه داخل عربستان چه خارج از این کشور و حتی داخل خانواده حاکم) بدون اجازه و اذن آمریکا اتخاذ نمی‌شود و این جای تعجب نیست.

 

دبیر: مناسبات حزب‌الله و سعد حریری، نخست وزیر لبنان، خصوصاً پس از دستگیری و آزادی وی از سوی مقامات عربستان در سال گذشته، چگونه است؟

حاج حسین خلیل-هیچ شکی نیست که در لبنان تنوع سیاسی زیادی وجود دارد و مواضع سیاسی و منطقه‌ای ما مشخص و معلوم است که با حریری اختلاف نظر داریم اما در مسائل داخلی نقاط مشترک زیادی وجود دارد، مواردی مانند مسائل امنیتی و مواجهه با فشارهای اقتصادی و بسیاری از قوانین در پارلمان و... که با آنها ارتباط داریم و در برخی موارد با هم اتفاق نظر و برخی موارد اختلاف داریم.

 

دبیر: از مشارکت شما در این گفتگوی صمیمانه تشکر و قدردانی کرده و برای دبیرکل حزب‌الله، جنابعالی و رهبران مقاومت آرزوی توفیق و سربلندی دارم.


تعداد مشاهده: 213