فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران
 

سخن سردبیر

حسین صفدری


یمن - ثابت و استوار
یمن با ترکیب جمعیتی زیدی، سنی، شیعه دوازده امامی و اسماعیلی، در تاریخ سیاسی خود افت‌وخیزهای گوناگونی را تجربه نموده است. هر چند یمن تنگه باب‌المندب، یکی از فعال‌ترین و راهبردی‌ترین خطوط  ترابری دریائی جهان، را در اختیار دارد ولی متأسفانه نام این کشور در ردیف محروم‌ترین کشورهای جهان برده می‌شود. گرسنگی، فقر و فقدان زیرساخت‌های بهداشتی در این کشور (خصوصاً در مقطع گسترش ویروس کوئید 19) به نقطه اوج خود رسیده است. 
چالش‌های داخلی، کشمکش جریان‌های سیاسی و تجاوز نظامی عربستان سعودی، منشأ بحران اجتماعی و نابسامانی‌های جاری این کشور خوانده می‌شود. 
دولت عربستان در ششم فروردین ۱۳۹۴ با پنهان شدن در پشت سر ائتلافی ساختگی، تجاوز نظامی گستردهای را به این کشور آغاز کرد. از زمان شروع عملیات نظامی فوق که به‌عنوان "طوفان قاطعیت" نامگذاری شد، تجاوز هوائی و حملات موشکی علیه مراکز مسکونی و مناطق غیر نظامی یمن با جدیت استمرار یافت. ادامه‌ی این روند، خسارت‌های مادی و معنوی زیادی برای مردم یمن به‌همراه داشته است. طغیان حاکمان تازه به دوران رسیده‌ی عربستان، حمایت دولت آمریکا از نظامیان متجاوز سعودی و سکوت کشورهای غربی، بر هزینه‌های مردم فقیر مردم یمن و پیچیدگی وضعیت سیاسی در این کشور افزوده است. البته این وضعیت اسفبار موجب نشده است نیروهای مردمی و مقاوم این کشور به تسلیم در برابر قدرت‌های بیگانه مجبور  شوند. بلکه مقاومت اسلامی یمن علاوه بر ایستادگی در برابر تهدیدات فزاینده دشمن، توانسته با عملیات‌های موشکی و استفاده از پهپادهای هدایت شونده و هدف قرار دادن اهداف مهمی همچون آرامکو در قلب عربستان، در مسیر برقراری توازن راهبردی گام‌های موفقی بردارد.
امروز با گذشت پنج سال و اندی از آغاز عملیات نظامی عربستان، تحریم‌های دریائی، زمینی و هوائی، ایجاد قحطی و بکارگیری انواع ابزارهای سرکوب علیه مردم یمن، وجدان‌های بیدار و نخبگان سیاسی جهان به ارزیابی واقعیت‌های موجود در این نقطه از جهان نشسته و به وضوح مشاهده می‌کنند که
1-عربستان سعودی نتوانسته است عبدربه منصور هادی، مهره‌ی وابسته به‌خود، را به قدرت بازگرداند یا به‌زعم خود با حذف جریان انصارالله از معادله سیاسی این کشور، به نفوذ ایران در مرزهای جنوبی عربستان پایان دهد.
2-رویکرد آمریکا و هم‌پیمانان آن که تلاش داشتند مناطق صحرایی و دور از کنترل یمن را با استفاده از خلأ حاکمیتی به افغانستان دیگری تبدیل کرده و با پرورش جریان‌های تروریستی-تکفیری در جهت پیشبرد اهداف منطقه‌ای خود و مقابله با رشد اسلام‌گرائی اصیل مورد بهره‌برداری قرار دهند، کاملاً شکست خورده است. کشورهایی چون ترکیه، قطر و امارات که تلاش داشتند از این نمد برای خود کلاهی درست کنند، نیز ناکام و سرخورده به تغییر و جابجائی برخی از سیاست‌های خود مشغولند. 
3-کشورهایی که هرکدام با تهدید و تطمیع از سوی دولت‌های قدرتمند و با وعده‌ی پیروزی کمتر از یک ماه! نام خود را در لیست ائتلاف به رهبری عربستان برای اقدام نظامی علیه یمن ثبت کرده بودند، هر کدام به بهانه‌ای نقش خود را کمرنگ کردند و به صفر رساندند. باوفاترین اعضای این ائتلاف  امارات متحده عربی بود که در اوائل سال جاری میلادی نیروهای خود را به داخل کشورش فرخواند. عیسی المزروعی، فرمانده عملیات مشترک این کشور در یمن با اعلان این خبر گفته است که طی 5 سال گذشته بیش از 15 هزار سرباز امارات در مناطق مختلف یمن انجام وظیفه کرده و 108 نفر از آنها در این کشور کشته شدند. 
4-دولت آمریکا از فرصت جنگ یمن برای فروش تسلیحات به عربستان و برخی از کشورهای منطقه بیشترین سود را برده است. استمرار جنگ علیه یمن بازار فروش تسلیحات به عربستان را فعال نگه داشته است و همین مسأله موجب شده تا اقدام جدی و فعالی برای مهار آن به عمل نیاید. 
 5-گروه انصارالله همچنان ثابت قدم، مانند آغازین روزهای جنگ، بر حفظ وحدت، سیادت ملی و یکپارچگی یمن تاکید داشته و از آن حمایت می‌کند وخود را بخشی از مقاومت اسلامی منطقه دانسته و همگام با سایر گروه‌های مقاومت در منطقه در برابر رژیم صهیونیستی قویاً موضع‌گیری می‌نماید و در فضای داخلی ضمن استقبال گفت‌و‌گو و مذاکره با همه‌ی جریان‌های سیاسی بر ضرورت دولت‌سازی منطبق با رأی مردم تأکید دارد.
6-به‌دلیل سرسختی مردم صبور و انقلابی منطقه، بویژه مردم یمن، الگوهای متداول امنیتی و موازنه‌ی قدرت در جهان تغییر یافته است. در اثر همین تغییر است که امروز ضعیف‌ترین و کم‌برخوردارترین کشور عربی در برابر تهاجم نظامی توانمندترین کشور عربی که مورد حمایت آمریکا و کشورهای غربی است، تاب آورده و از موضع برتر خواسته‌های خود را به طرف‌های مقابل دیکته می‌کند.
حوادث یمن نشان می‌دهد راهی را که عربستان با حمایت آمریکا پیش گرفته، بیراهه‌ای بیش نیست و هیچ‌گونه چشم‌اندازی ندارد. موازنه فعلی میدان، وضعیت سیاسی و افکار عمومی به نفع عربستان نیست و این کشور چاره‌ای جز تسلیم در برابر اراده مردم و خواست آنها ندارد. باید اجازه دهند ملت‌ها سرنوشت خود را ترسیم کنند و در غیر این‌صورت سرنوشت حاکمان به‌گونه‌ی دیگری رقم خواهد خورد. 


تعداد مشاهده: 13