فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران
 

بررسی عادی‌سازی روابط کشورهای خلیج فارس با رژیم صهیونیستی؛ مطالعه موردی امارات و بحرین

احمدعلی صادقی
پژوهشگر مسائل خلیج‌فارس

چکیده

روند عادیسازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی پس از جنگهای متوالی بیحاصل، با صلح مصر و رژیم صهیونیستی آغاز شد. اردن دومین کشوری بود که به فرایند عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی پیوست. صلح مادرید در دهه 1990 سکوی پرتابی برای آغاز دیپلماسی مخفی رژیم صهیونیستی با اعراب حاشیه خلیج فارس در دو شاخه دیپلماسی تسلیحاتی و دیپلماسی امنیتی بود. بهتدریج برقراری همگراییهای دیپلماتیک رژیم صهیونیستی و اعراب بر اساس شکلگیری تهدید مشترک به وقوع پیوست. همکاری های پنهان اطلاعاتی، امنیتی، تسلیحاتی و طرحهای مشترک سیاسی جهت مقابله با محور مقاومت در منطقه غرب آسیا سالها ادامه پیدا کرد. امارات متحده عربی، بحرین و رژیم صهیونیستی پس از دو دهه تلاش مشترک جهت تضعیف محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران و پس از برتریهای راهبردی محور مقاومت که در بیداری اسلامی و تحولات متعاقب آن رقم خورد، بهصورت آشکار از رسمی شدن روابط دوجانبه پرده برداشتند؛ آشکارسازی این روابط، اهداف و پیامدهایی را به دنبال دارد که در این مقاله به آنها پرداخته میشود.

 

واژگان کلیدی: رژیم صهیونیستی، امارات متحده عربی، بحرین، محور مقاومت

مقدمه

با پایان یافتن جنگهای اعراب و رژیم صهیونیستی مسئله چگونگی مقابله با تأثیرات مخرب بقای این رژیم و یا پذیرش مشروط آن به یکی از دغدغههای کشورهای منطقه غرب آسیا تبدیل شد. با آغاز روند سازش اعراب و رژیم صهیونیستی، در گام اول مصر و اردن به برقراری روابط رسمی با رژیم صهیونیستی مبادرت ورزیدند؛ هرچند که روابط مصر با رژیم صهیونیستی را میتوان نتیجه شرایط اجبارآمیزی دانست که به دلیل تسلط رژیم صهیونیستی بر صحرای سینا به این کشور تحمیل گردید. صلح مادرید در دهه 1990 سکوی پرتابی برای آغاز دیپلماسی مخفی رژیم صهیونیستی با اعراب حاشیه خلیجفارس در دو شاخه دیپلماسی تسلیحاتی و دیپلماسی امنیتی بود. اسرائیل و کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس پس از توافقنامه صلح اسلو بین اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین در سال 1993 ارتباطات آزمایشی و غیرعلنی خود را آغاز کردند. پس از آن مراکز مأموریتهای تجاری را در پایتختهای یکدیگر افتتاح کردند، هرچند بسیاری از آنها پس از تشدید درگیریهای اسرائیل و فلسطین در انتفاضه دوم که در سال 2000 آغاز شد، بسته شدند.

پس از بیداری اسلامی و تحولات دیگری همچون بحران دولت خودخوانده اسلامی در عراق و سوریه، جنگ در یمن و سایر رخدادهایی که همگی به نفع محور مقاومت ارزیابی میشدند، جبهه عربی-عبری در پرتو شرایط جدید ناگزیر به تغییر آرایش خود گردید. نتانیاهو به دلیل اوضاع نامساعد داخلی رژیم و کشورهای مرتجع عربی هراسان از پیروزیهای راهبردی مقاومت، درصدد آن برآمدند که با حمایت دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، روابط پنهان خود را علنی کنند تا شاید بتوانند با محور مقاومت منطقهای که هم وسعت جغرافیایی و هم توانمندی آن افزایش یافته بود، مقابله کنند.

در سال 2015، امارات متحده عربی به اسرائیل اجازه داد تا در کنفرانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر در ابوظبی حضور دیپلماتیک یابد. قطر با اسرائیل همکاری کرد تا در غزه آتشبس را برقرار کند. سلطنت عمان در سال 2018 میزبان نخستوزیر رژیم صهیونیستی، بنیامین نتانیاهو، بود. این اقدامات جملگی در راستای تعریف جدید این کشورها از امنیت خود و نیاز به ایجاد تغییرات راهبردی صورت پذیرفت. از نظر کشورهای حاشیه خلیجفارس، اسرائیل گزینه مناسبی برای جلوگیری از کاهش نقش ایالات متحده در منطقه و همچنین یک شریک تجاری ثروتمند خواهد بود، چراکه دارای اقتصادی با فناوری پیشرفته است و میتواند برای موازنهسازی علیه محور مقاومت به آنها کمک شایانی کند. از نظر اسرائیل نیز برقراری روابط حسنه با کشورهای عرب خلیجفارس، انزوای این رژیم را کاهش داده و راهی برای مقابله با فشار فلسطینیان برای مذاکره درباره یک کشور جدید است، زیرا حمایت اعراب همردیف اصلی این کارزار طولانیمدت بوده است.

در 15 سپتامبر ۲۰۲۰، امارات متحده عربی و بحرین با پیوستن به توافقنامه ابراهیم نشان دادند که به دنبال تکمیل پازل مبهم معامله قرن و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی هستند. واکنشهای متعدد از سوی بازیگران مخالف (ایران، ترکیه، آفریقای جنوبی، لیبی، گروههای فلسطینی)، موافق (آمریکا، کانادا، کشورهای اروپای غربی و شرقی بهجز ایرلند و بوسنی و بلاروس، هند و چین و ژاپن و استرالیا) و نامشخص (روسیه، عربستان، مالزی، پاکستان و تونس) حاکی از آن است که فرایند به اصطلاح صلح میان اعراب و رژیم صهیونیستی برای بسیاری از کشورهای جهان حائز اهمیت است.

بههرحال پس از گذشت چهل سال از قرارداد صلح رژیم صهیونیستی و مصر در 1979 و همچنین گذشت 26 سال از معاهده صلح رژیم صهیونیستی و اردن در سال 1994، امارات متحده عربی و بحرین سومین و چهارمین کشورهای عربی محسوب میشوند که به برقراری روابط رسمی با رژیم صهیونیستی اقدام کردهاند؛ برقراری روابط رسمی دوجانبه ریشه در همکاریهای پنهان و نیمهآشکار این دو بازیگر منطقهای داشته است. در این پژوهش ضمن بررسی پیشینه روابط امارات و بحرین با رژیم صهیونیستی و اهداف این کشورها از اتخاذ راهبرد عادیسازی، به پیامدهای امنیتی این رویداد نیز پرداخته میشود.

پیشینه روابط امارات و رژیم صهیونیستی

باوجود ملاحظاتی که ابوظبی در زمینه روابط مخفیانه خود با رژیم صهیونیستی طی چند دهه گذشته داشته و این روابط را به رسانهها درز نمیداد، اما رسانههای صهیونیستی طی سالهای اخیر ماهیت پشتپرده این روابط را روشن کردهاند تا بتوانند کشورهای عربی بیشتری را به روند عادیسازی روابط با اشغالگران بکشانند. این در حالی بود که مدتی بعد رسانههای ابوظبی نیز نگارش برخی مطالب در این زمینه را آغاز کردند. با آغاز بیداری اسلامی، همکاری میان تلآویو و ابوظبی در زمینه مسائل امنیتی افزایش یافت تا جایی که منجر به عقد توافقنامههای نظامی-امنیتی میان آنها شد؛ البته این همکاری قبل از بیداری اسلامی نیز وجود داشت، چنانچه «یوسی ملیمان» در روزنامه هاآرتص در تاریخ 18 سپتامبر 2008 خبر از امضای توافقنامه چندمیلیون دلاری بین امارات و شرکت اسرائیلی ATG که در سوئیس ثبت شده، داد. سایت انگلیسی میدلایستآی نیز در فوریه 2012 اطلاعات بیشتری از این توافقنامه منتشر کرد که نشان میداد اماراتیها دستگاههای جاسوسی و مراقبت زیادی بهویژه در حوزه نظارت بر مراکز نفتی خریداری کردهاند.1

در سال 2015 مناسبات امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی به سطوح دیپلماتیک رسید و امارات به نفع عضویت رژیم صهیونیستی در کمیته استفاده از جو زمین برای اهداف مسالمتآمیز وابسته به سازمان ملل متحد رأی داد. همزمان با این اتفاق، رژیم صهیونیستی نیز هیئت نمایندگی دیپلماتیک خود در آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر در ابوظبی را افتتاح کرد تا اولین دفتر نمایندگی خود در امارات را به دست آورد. همچنین باید اشاره کرد که در سال 2017 روند همکاریهای استراتژیک میان امارات و رژیم صهیونیستی به شکل بیسابقهای گسترش پیدا کرد و ابوظبی پروژه انتقال فناوری رصد و جاسوسی اسرائیلی به مالکیت خود را پذیرفت.2

اهداف امارات از اتخاذ راهبرد عادیسازی

بهصورت کلی میتوان اهداف امارات از عادیسازی آشکار روابط با رژیم صهیونیستی را در سه حوزه اصلی طبقهبندی نمود:

الف) حوزه سیاسی: امارات از لحاظ جایگاه قدرت در نظام بینالملل بهعنوان یک کشور کوچک معرفی میشود. قدرتهای کوچک درصدد آن هستند که با همراهی و دنبالهروی از سیاست و منافع قدرتهای بزرگ، جایگاه خود را در این نظام بهبود بخشند تا بتوانند در معادلات و تحولات اولاً منطقهای و ثانیاً فرامنطقهای بازیگری مؤثرتری از خود نشان دهند. امارات متحده عربی با علم به اینکه آمریکا در نهادها و رژیمهای بینالمللی دارای شبکهای از متحدین است، تلاش میکند با جلب حمایت این کشور در عرصههای سیاسی، کارگزاری جدیتری داشته باشد و ضعف سیاسی خود را از این طریق جبران کند. با این توصیف امارات در تلاش بود تا با بهبود رابطه خود با رژیم صهیونیستی در ماههای نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و با ایجاد یک برگه برنده انتخاباتی برای ترامپ، امتیازهای بیشتری از آمریکا گرفته و بتواند جایگاه فعلی خود در سطوح مختلف را تقویت نماید.

ب) حوزه امنیتی: امارات بیش از نهمیلیون نفر جمعیت دارد، اما ۸۹ درصد از این جمعیت را خارجیها تشکیل میدهند.3 پس این کشور نیروی انسانی کافی برای نقشآفرینی در منطقه خصوصاً در بحرانهای آن را ندارد. باوجوداینکه امارات از واردکنندگان اصلی تسلیحات در جهان است، اما ارتش قدرتمندی ندارد و عمده دفاع این کشور متکی بر پایگاههای آمریکایی مستقر در آن است. امارات در تلاش است با باز کردن پای رژیم صهیونیستی در خلیج‌‌فارس از تغییر وضع موجود این منطقه استراتژیک استفاده کند. همچنین یکی از فاکتورهای تأثیرگذار در سیاستهای اتخاذی امارات در سالیان اخیر حفظ ثبات و امنیت داخلی این کشور بوده است. امارات سعی خواهد کرد با ایجاد رابطه علنی با رژیم صهیونیستی از بازیگری سرویسهای اطلاعاتی آنها برای پیشبرد اهداف ملی -چه در سطح منطقه و چه در داخل کشور- برای بقای حکومت خود بهره ببرد. یک کارشناس صهیونیستی نیز تأکید کرده همکاری علمی این رژیم با یک کشور عربی همچون امارات مهم است؛ زیرا روابط محرمانه میان دو طرف تحت پوشش همکاریهای علمی پنهان میماند و چهبسا سرویسهای امنیتی دو طرف تحت چنین پوششی فعالیت میکنند.4 تسهیل عقد قرارداد برای خرید تسلیحات پیشرفته آمریکایی یکی دیگر از دلایل عمده عادیسازی و شرط اساسی آن بوده است، مانند خرید جنگندههای اف-35، هواپیماهای بدون سرنشین Reaper و هواپیماهای ای A- 18 جی- Growler.

ج) حوزه اقتصادی: امارات اکنون هفتمین ذخایر اثبات شده نفت و گاز دنیا را در اختیار دارد. در سال ۲۰۱۸، صادرات نفت این کشور بالغ بر ۵۸ میلیارد دلار معادل 5 درصد صادرات کل نفت جهان بوده است.5 توانایی اقتصادی و بهرهوری از منابع وسیع نفت و گاز از مهمترین موضوعاتی است که به مقامات اماراتی این اطمینان را میدهد که میتوانند در تحولات منطقهای کنشگری فعالتری داشته باشند. امارات با درک این موضوع که رژیم صهیونیستی در منطقه شرق مدیترانه مقام اول مصرف نفت و رتبه دوم مصرف گاز را در اختیار دارد و همچنین با علم به اینکه آنها تا همین سالهای اخیر فقیرترین کشور خاورمیانه از نظر منابع سوختهای فسیلی بوده و وابستگی کامل به واردات نفت و گاز داشتهاند، قصد دارد با اتخاذ چنین سیاستی از این مشتری بحرانزده اقتصادی، بیشترین منفعت را کسب کند.6

پیشینه روابط بحرین و رژیم صهیونیستی

نخستین نشانه آشکارسازی روابط به ماه مه 2018 میلادی بازمیگردد که بحرین حق وجود اسرائیل را به رسمیت شناخت،7 اما مقامات منامه در آن زمان هرگونه عادیسازی را رد و بر پایبندی به ابتکار صلح عربی تأکید میکردند.8 نشانه دوم در ژوئن ۲۰۱۹ رقم خورد و شش رسانه اسرائیلی دعوتنامههای رسمی برای پوشش خبری کارگاه صلح اقتصادی اسرائیل و فلسطین در بحرین دریافت کردند.9 در ژوئیه ۲۰۱۹، خالد بن احمد آلخلیفه، وزیر امور خارجه بحرین، و اسرائیل کاتز، همتای اسرائیلی وی، در ایالات متحده دیدار کردند. در اکتبر ۲۰۱۹، یک مقام اسرائیلی، دانا بنوتیستی-گابای، در «کارگروه امنیت دریایی و هواپیمایی» در منامه شرکت کرد. در دسامبر ۲۰۱۹، خاخام ارشد اورشلیم، شلومو عمار، برای یک رویداد میان ادیان از بحرین بازدید کرد. سرانجام در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۰، اعلام شد که بحرین و اسرائیل برای ایجاد روابط کامل دیپلماتیک توافق کردهاند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، باتوجهبه تاریخ اعلامیه گفت: «هیچ پاسخ قدرتمندتری نسبت به نفرت ناشی از ۱۱ سپتامبر وجود ندارد.»10 این توافقنامه در ۱۵ سپتامبر سال ۲۰۲۰، در کاخ سفید در واشنگتن امضا شد. در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۰، یک هیئت اسرائیلی به رهبری مشاور امنیت ملی، مایر بن شبات، برای امضای سند اعلامیه عادیسازی به منامه سفر کرد و در مارس ۲۰۲۱، بحرین اولین سفیر خود در اسرائیل را گماشت.

اهداف بحرین از عادیسازی روابط

بهطورکلی سه دلیل اصلی را میتوان برای پاسخ به چرایی اتخاذ راهبرد عادیسازی آشکار از سوی منامه احصا نمود:

الف) اقتصادی: با نگاهی به اقتصاد بحرین، ارقام رسمی نشان میدهد که کسری تجاری پادشاهی در سهماهه دوم سال 2020 به 485 میلیون دینار (1.29 میلیارد دلار) کاهش یافته است. گزارش مرجع اطلاعات و دولت الکترونیکی بحرین که در ژوئیه گذشته منتشر شد، نشان داد که کسری تجاری 1.4 درصد در مقیاس سالانه کاهش یافته است. کسری تراز تجاری (نشاندهنده تفاوت صادرات و واردات) برای بحرین در سهماهه دوم سال 2019 به میزان 492 میلیون دینار (1.31 میلیارد دلار) ثبت شده است. به علاوه این کشور از نظر منابع نفتی کمترین بازده را در میان کشورهای شورای همکاری خلیجفارس دارد و روزانه حدود دویستهزار بشکه نفت خام استخراج میکند. ارزش دینار بحرین نیز به دلیل کاهش ذخایر پولی خارجی و همچنین افزایش بدهی حدود 70 درصد کاهش پیدا کرد. این در حالی است که کسری بودجه به یک سطح بیسابقه افزایش یافته است. در واقع بحرین تلاش دارد تا با استفاده از ظرفیتهای شرکتهای پیشرفته اسرائیلی، تسلیحات، انرژیهای تجدیدپذیر و جذب توریست و سرمایهگذار، اقتصاد آشفته خود را به سرمنزلی نیک برساند.

ب) تسلیحات: عادیسازی روابط بحرین با اسرائیل در کنار خرید سیستمهای دفاع هوایی پیشرفته از ایالات متحده، امکان تأمین امنیت آسمان بحرین را فراهم میکند؛ همچنین بحرینیها در تلاش هستند تا امنیت خود را با امنیت خلیجفارس گره بزنند و در محاسبات منطقهای و بینالمللی نقش ولو اندکی بازی کنند.

ج) نگرانی مشترک امنیتی: بحرین نهتنها ایران را بهعنوان یک تهدید استراتژیک منطقهای میداند، بلکه آن را تهدیدی وجودی برای رژیم خود میشمارد؛ بیش از 60 درصد مردم بحرین، مسلمان شیعه هستند که دولت در بهترین حالت این شهروندان را برانداز و در بدترین حالت ستون پنجم ایران محسوب میکند. آنها باعث نگرانی دستگاه امنیت داخلی بحرین و زیرساختهای احداث شده توسط یان هندرسون، افسر انگلیسی مستقر در بحرین شدند؛ این فرد از سال 1966 تا 1998 ریاست اداره کل تحقیقات امنیت دولتی بحرین را برعهده داشت و به دلیل شکنجه و سایر موارد نقض حقوق بشر، بهعنوان «قصاب بحرین» شناخته میشد.

شیعیان در بحرین با تبعیض و آزار و اذیت نهادی روبرو هستند و مشارکت آنها در نهادهای دولت بسیار کمتر از سهم جمعیتی آنها است. آنها از مقامات عالی دولتی و نظامی کنار گذاشته میشوند و مخالفان سیاسی فعالی هستند که به دنبال برابری میگردند. هنگامی که اعتراضات بیداری اسلامی در سال 2011 آغاز شد، این فعالان شیعه بودند که میدان لولو و خیابانهای اصلی منامه را اشغال کردند. آنها همچنین اولین اهداف نیروهای امنیتی بودند، چراکه ابتدا نیروهای امنیتی بحرین و در مرحله بعد عربستان سعودی علیه آنها وارد عمل شدند. طبق برخی تخمینها، در این اعتراضات صدها نفر کشته، هزاران نفر زخمی و هزاران نفر دیگر دستگیر شدند. وجود چنین تهدیدی برای منامه، لزوم اجرای سیاستهای مهارکننده و سرکوب را در دستگاه اجرایی کشور زنده کرده است. عادیسازی روابط با اسرائیل به پیروی از سایر کشورهای عرب، به سود امنیت ملی و منافع استراتژیک کلان این کشور خواهد بود و گامی در جهت تحقق اهداف بلندمدت به شمار خواهد رفت.

جایگاه عربستان در عادیسازی روابط اسرائیل با بحرین

تصمیم بحرین به دلیل روابط نزدیک و وابستگی آن به همسایه بسیار بزرگترش، عربستان سعودی، متحیرکننده است؛ تحلیلگران معتقدند حمد بن عیسی آلخلیفه، پادشاه بحرین، هرگز بدون رضایت سعودیها اقدامی نمیکند. در حقیقت نتیجه این گام بلند میتواند منجر به هموار کردن مسیر عادیسازی روابط سعودی-اسرائیلی باشد که عربستان سعودی قبلاً گامهای نمادینی در این جهت برداشته است، مانند اجازه دادن به پروازهای تجاری اسرائیل برای استفاده از حریم هوایی آن.

ترامپ سعودیها را در قلب دیپلماسی خود در خاورمیانه قرار داده بود؛ اولین سفر ریاست جمهوری وی به ریاض، پایتخت عربستان بود. او از مذاکره در مورد فروش اسلحه چندمیلیارد دلاری به پادشاهی احساس غرور کرد و از ولیعهد سعودی، محمد بنسلمان، در برابر شواهدی مبنی بر دستور ترور وحشیانه جمال خاشقجی، معارض سعودی، دفاع کرد. سعودیها با تصمیم ترامپ برای انتقال سفارت آمریکا از تلآویو به قدس اشغالی همراه شدند؛ علیرغم همه حمایتهایشان از فلسطینیان، آنها مانند سایر کشورهای عرب، بسیار کمتر از گذشته به آرمان فلسطین پایبند هستند.

در واقع ایجاد مزاحمت و فشار علیه منافع مقاومت به یک اولویت فوریتر برای برخی رژیمهای عربی مرتجع تبدیل شده است؛ این تحول، یعنی به رسمیت شناختن اسرائیل توسط عربستان سعودی، باتوجهبه وزن این کشور در جهان عرب جایزهای گرانبها خواهد بود که دارای ارزشی بهسان توافقنامه کمپ دیوید یا اسلو است. به گفته ناظران، اسرائیلیها هدف دیگری برای عادیسازی روابط کامل خود با بحرین را دنبال میکنند و این کشور در حال دستیابی به توافق با عربستان سعودی، کشور بزرگ خلیجفارس، و یکی از تأثیرگذارترینها در جهان عرب و اسلامی است که توافق بحرین تنها گامی در این جهت تفسیر میشود.

پیامدهای امنیتی آشکار شدن روابط امارات و رژیم صهیونیستی

بهطورکلی میتوان پنج دسته پیامد امنیتی ناشی از آشکار شدن روابط امارات و رژیم صهیونیستی احصا نمود:

الف) نزدیکی رژیم صهیونیستی به مرزهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران: خوشه خلیجفارس یکی از مهمترین خوشههای امنیتی در بازدارندگی منطقهای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود؛ رسمی شدن روابط امارات، بحرین و رژیم صهیونیستی منجر به افزایش نفوذ امنیتی آشکار این رژیم در مرزهای جنوبی کشور و خوشه خلیجفارس خواهد شد. سفر یوسی کوهن، رئیس موساد، به امارات و تأکید نتانیاهو بر همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی با امارات و سایر اعراب دامنه نفوذ اطلاعاتی رژیم و موازنهسازی راهبردی آن را افزایش داده است.

ب) تابوشکنی و قبحزدایی روابط رسمی با رژیم صهیونیستی: بنیامین نتانیاهو برخلاف سایر نخستوزیرهای رژیم صهیونیستی، از تجربه دیپلماتیک بالاتری برخوردار بود؛ وی همواره گسترش روابط رسمی با آمریکای لاتین، آفریقا و غرب آسیا را پیگیری میکرد. یکی از اهداف اساسی نتانیاهو جهت تقویت مشروعیت حضور منطقهای، شکستن قبح رابطه رسمی با رژیم صهیونیستی و استفاده از آن جهت تقویت موقعیت داخلی خود و رژیم صهیونیستی در سطح منطقه بود. در تابستان 2018، 92 درصد افکار عمومی جهان عرب ازجمله در امارات و عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی را تهدیدی برای امنیت منطقه دانستهاند و تنها سه درصد با این نظر مخالف بودند. این آمار نشاندهنده افزایش کمی نسبت به نتایج سال 2016 است که 89 درصد آن را تهدیدی منطقهای میدانستند؛ در همین حال، 87 درصد شرکتکنندگان در این نظرسنجی مخالفت خود را با عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی بیان کردند.

ج) شکلگیری دومینوی روابط رسمی با رژیم صهیونیستی: با رسمی شدن روابط مصر و اردن با رژیم صهیونیستی و به دنبال آن پس از سالها امارات متحده عربی و بحرین با رژیم صهیونیستی، شکلگیری دومینوی روابط رسمی دولتهای عربی با این رژیم آغاز شده است. در بعد بازدارندگی منطقهای، طبق سند راهبردی ارتش رژیم صهیونیستی در سال 2015 علاوه بر قدرت نظامی، ابزارهای نرم منطقهای شامل برقراری روابط با کشورهای منطقه غرب آسیا بهعنوان فرصتی برای بازدارندگی بیشتر ذکر شده است؛ شکلگیری این دومینو به تقویت بازدارندگی رژیم صهیونیستی کمک خواهد کرد.

د) تقویت تواناییهای تسلیحاتی امارات متحده عربی و بحرین: باتوجهبه اینکه رژیم صهیونیستی از صادرکنندگان مهم سلاح به شمار میآید، امارات متحده عربی و بحرین احتمالاً بخشی از سلاحهای خود را از این رژیم تأمین خواهند کرد. احتمال برگزاری مانورهای دریایی مشترک بیشتر و خرید تجهیزات نظامی هوایی مانند پهپادهای فوقپیشرفته 103 Ninox و خرید سامانه دفاع هوایی گنبد آهنین از رژیم صهیونیستی وجود دارد. ارتش اسرائیل اعلام کرد خودروهای نظامی زرهی جدید تولید امارات توسط ارتش اسرائیل در کرانه باختری مورد استفاده قرار خواهد گرفت. هرچند رژیم صهیونیستی اجازه برابری تواناییهای کیفی نظامی را به اماراتیها و بحرینیها نخواهد داد، اما میتوانند در زمینه مقابله با جمهوری اسلامی ایران و سلطه امارات بر یمن بهصورت مستقیم و یا با استفاده از لابیهای ایپک در آمریکا به ارتقای تواناییهای نظامی امارات کمک کنند.

ه) تأثیرگذاری بر نظم ژئوپلیتیکی منطقه: اشتراک منافع ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی، امارات متحده عربی و بحرین را میتوان در مخالفت با جریان مقاومت و اخوانی در منطقه مشاهده نمود. آویگدور لیبرمن، وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی، مشارکت امارات در قطع روابط با قطر را فرصتی ویژه برای متحد کردن تلاشهای این کشور با اسرائیل ارزیابی و تأکید کرد که محاصره قطر باعث میشود اسرائیل بتواند دست همکاری خود را در روند جنگ ضدتروریسم بهسوی این کشورها دراز کند. در زندانهای امارات نزدیک به بیستوسه رهبر اخوانی حضور دارند. با رسمی شدن روابط رژیم صهیونیستی با امارات و بحرین جریانهای نظمساز منطقهای به همگرایی درونی بیشتری خواهند رسید و مرزبندیها بیش از گذشته مشخص خواهند شد؛ نزدیکی قطر به ترکیه و تشدید شکافهای ترکیه-امارات و ایران-امارات و عربستان در گامهای بعدی قرار دارند.

نتیجهگیری

به عقیده نویسنده، یکی از اهداف عادیسازی کامل روابط بین رژیم صهیونیستی، امارات و بحرین که البته قبلاً بهصورت غیرعلنی صورت میگرفت و حال قرار است بهصورت علنی دنبال شود، در راستای برگه برندهای برای پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا بود. امارات و بحرین سعی کردند با اتخاذ چنین سیاستی ضمن کمک به کسب امتیازی فرامنطقهای برای ترامپ، از توان سیاسی آمریکا برای حمایت از خود در نهادها و رژیمهای بینالمللی استفاده کنند و همچنین با دنبالهروی از استراتژیهای آمریکا جایگاه خود در نظام بینالملل را بهبود ببخشد. اهداف بعدی این تصمیم از جانب امارات و بحرین را میتوان در زمینه امنیتی دید: این کشورها به دلیل ضعف نظامی و امنیتی خود نیاز به یک چتر حمایتی دارند تا در مقابل همسایگان و تهدیدهای پیرامونی بزرگنماییشده از سوی دولت آمریکا، محفوظ بمانند و بتوانند در بحرانهای منطقهای بازیگری فعالتری داشته باشند. هدف آخر نیز استفاده اقتصادی است؛ این کشورها قصد دارند یک مشتری نیازمند و طولانیمدت به منابع انرژی را برای خود پیدا کنند.

از سوی دیگر یکی از چالشهای جدی برای امارات و بحرین، مواضع و تغییر سیاست قدرتهای منطقهای همچون ایران و ترکیه در مقابل این کشورها است. مقامات اماراتی و بحرینی باید بدانند با وارد شدن در دام انتخاباتی ترامپ هرچه بیشتر در انزوا فرورفتهاند؛ زیرا محور مقاومت و قدرتهای منطقه به کوچکترین تحرک رژیم صهیونیستی در خلیجفارس پاسخ میدهند و بیشترین بخشی که از امارات و بحرین لطمه خواهد دید، اصلیترین توانایی این کشورها یعنی اقتصاد آنها خواهد بود. البته اخیراً برای تصمیمگیران اماراتی روشن شده است که دخالتهای آنها در بحرانها و ماجراجوییهایی مثل یمن و لیبی و قرار گرفتن در صف دشمنی با ایران، ترکیه و قطر، نهتنها هیچ سودی برای این کشور نداشته، بلکه مضرات آن برای اقتصاد، سیاست و امنیت امارات بیشتر بوده است. امارات در کنار مشکلات ناشی از دخالتهای بیجای خود در بحرانهای منطقهای، چند سالی است که گرفتار تنش شدید در روابط خود با ایران، ترکیه، قطر، گروههای مقاومت اسلامی و تشکلهای اخوانالمسلمین در جهان اسلام شده است و بدون تردید تداوم این تنشها و قرار دادن فلسطینیان در صف دشمنی با امارات، آن هم در چنین شرایطی، حتماً به زیان این کشور خواهد بود؛ بنابراین با امنیتی شدن هرچه بیشتر خلیجفارس به دلیل سیاست امارات و بحرین، میتوان با قطعیت گفت که بیشترین ضرر را خود این حکومتهای محافظهکار عربی خواهند دید.

پینوشت

1. https://nournews.ir/Fa/News/52256.

2. https://mirnews.ir/KhabarWorlds/Details/49330.

3. Edarabia (2019), Population of the UAE, available at: https://www.edarabia.com/population-uae.

4. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/04/16/2300814.

5. http://tabyincenter.ir/goto/4341.

6.https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/09/02/1245659/اشغالگری-گازی-رژیم-صهیونیستی-مقدمه-جنگ-فرامنطقه-ای.

7. O'Neil, Tyler (10 May 2018). "Bahrain Sides with Israel Against Iran". PJ Media.

8. "Bahrain denies Israel relations reports". gulfnews.com.

9. https://www.timesofisrael.com/at-economic-peace-summit-being-an-israeli-in-bahrain-feels-almost-normal.

10. https://www.nytimes.com/2020/09/11/world/middleeast/bahrain-israel-trump.html.

 


تعداد مشاهده: 277